فرهنگ دینی و معماری

فرهنگ دینی و معماری

دین مجموعه­ای از اصول ثابت ، اسطوره­ها ، احساس­ها و حرکات جمعی است که فرد را تحت تاثیر قرار می­دهد و وقتی این فرد اثری پدید می­آورد این راز و رمز در آن اثر نمایان می­شود . آیین ودایی برای پرستش داشتن محل سرپوشیده را لازم نمی­دانست اما آیین بودایی برعکس معتقد به حفظ اشیاء و بقایای انسان­های مقدس است ، به همین جهت وجود محل سرپوشیده و بناکردن ساختمان را لازم دانسته است . انبوه مجسمه­ها و معابد بودایی که در پاره­ای از آن­ها جزئی از جسد بودا ( برای مثال یک دندان از او ) تقدس خاصی به مکان داده گواه این امر است .

آیین پرستش مردگان که پایه ادیان مصر باستان است هم ساختم اهرام را توجیه می­کند و هم توجیه­کننده نبود هنر در سکونتگاه­های شخصی است . بر اساس اعتقاد مصریان قدیم ، سکونتگاه واقعی انسان ، گور اوست . وقتی پدر خانواده­ای می­میرد ، اعضای دیگر خانواده به دلیل ترس از سرایت جادو خانه ای را که پدر در آن مرده را ترک می­کنند . به این ترتیب سکونتگاه جای موقتی است و توجهی به زیبایی آن نمی­شود .

آیین پرستش مردگان در شرق دور تاثیر شگفت­انگیزی بر جای گذاشته است . در این منطقه اشیاء تزیینی زیبا اما کوچک پدید می­آید . یعنی هر خانه به یک آرامگاه مردگان تبدیل می­شود . اما در خانه­های کوچک محل اختصاص یافته به اشیاء و تندیس­های نیاکان نمی­توانسته جای بزرگی را اشغال کند . به همین دلیل ابعاد اشیاء آهنی را کوچک ساخته­اند .

در یونان باستان که سرزمین الهه­های متعدد بود حیاط و حصار خانه معنایی متافیزیکی داشت و نقش محصورکردن خانه را به عنوان محصور کردن محراب خدایان خانواده و جلوگیری از ورود افراد غریبه ایفا می­کرد . خانه­های اشرافی روم باستان نیز سالن نمادین مهمی داشت به نام تالار اجدادکه مجسمه اجداد خانواده در آن نگه­داری می­شد .

هر دینی منبع الهام خود را دارد و برحسب این که بر اساس پرستش نیاکان یا پرستش مظاهر طبیعت بنا شده باشد ، بر نیروانا [1] تکیه کند یا بر رمز و راز صلیب و . . . .  تکنیک­های هنری خاصی جلوه­گر می­سازد . در معابد بودائیان مجسمه­های بزرگی از بودا وجود دارد که چهارزانو نشسته است . بودائیان در برابر این مجسمه­ها می­نشینند . هندوها تنها چیزهایی را می­پرستند که بتوانند ببینند و این تنها به خدایان دریا، کوه ، آتش ، باران و یا ارکان طبیعت محدود نمی­شود . تمامی خدایان به همراه خانواده­هایشان از چوب و سنگ و فلز و . . . . ساخته شده ، سپس آن­ها را در شهر می­چرخانند و به رودخانه هدیه می­دهند . مردم به یک­دیگر خدا هدیه می­دهند و هر خانواده معبد خانگی خود را در گوشه­ای به­نام اتاق عبادت دارد .

هر خدا معبد خاص خود را دارد و در هر خیابان ده­ها معبد ساخته می­شود . در معبد پس از صحبت با خدایان باید زنگ معبد را به صدا درآورد تا خدایی که در کوه­های هیمالیا زندگی می­کند صدا را شنیده و برای برآوردن حاجت بیاید . در طول سال برای 3000 خدا مراسم متعدد اجرا می­شود .

معماری ایران باستان بر پایه یزدان­شناسی ، جهان­شناسی و انسان­شناسی خاص زرتشتی جلوه­گر بود مثلا آتشکده­ها بر اساس اشکال چهارگوش که دو قطرش مرکزی را می­ساخت که جایگاه جاویدانان و محل آفرینش فرشتگان و ماوای اهورا مزداست ، بنا می­گردید . از مهم­ترین مضامین هنر ایران باستان مبارزه ایزدان و اهریمنان و سرانجام پیروزی نهایی ایزدان است . جدال نور با تاریکی پایه و اساس تفکر زرتشتی را تشکیل می­دهد توجه به نور شالوده و اساس  هنر معماری ایران باستان را تشکیل می­دهد .

تا پیش از این که امپراتور روم کنستانتین به مسیحیت بگرود(313 میلادی)پیروان مسیح در دوران سختی بسر می­بردند ودر خفا و در زیرزمین­ها به تبلیغ مسیحیت می­پرداختند . تمامی هنر مسیحیان در این دوره در مخفی­گاه­ها شکل گرفته است . مهم­ترین و بارزترین نمونه آثار معماری این دوره مقبره­های زیرزمینی است و به همین علت به آن­ها معابر دخمه­ای گفته می­شود . این مقبره­ها شبکه­های گسترده­ای از دالان­ها و اتاقک­های زیرزمینی در زیر شهر رم و شهرهایی هستند که به عنوان گورستان­های پنهانی برای دفن مردگان مسیحی که بیش­تر آن ­ها در ردیف باصطلاح شهدای اولیه مسیحیت به­شمار می­روند ، طراحی شده بودند . مقابر دخمه­ای از قرن 3 تا 4 پیوسته مورد استفاده بوده­اند و در آن­ها ظاهرا حدود 4 میلیون جسد دفن شده است . مقابر دخمه­ای ابتدا به عنوان مخفیگاه پناهندگان مورد استفاده قرار می­گرفت اما در آن­ها آیین­های مسیحی نیز اجرا می­شد. سقف بسیاری از این مقبره­ها با نقاشی دیواری به شیوه آیین­های رومی تزیین می­شد و موضوع این نقاشی­ها بیش­تر در باره زندگی مسیح بود .

  مسیحیت یگانه پرستی ملی و قومی یهودی را را به شکل یگانه پرستی جهانی نمایان ساخت اما همین  که به رشدی قابل اعتبار رسید در خدمت سیاست قرار گرفت . کلیسا هرگز نتوانست پدیده­های مطلوبی در حد کمال به­بار آورد و در بسیاری موارد سرمنشاء پلیدی­هایی خاص در فضای جغرافیایی گشت . در مدت بیش از هزار سال دولت ­هاکلیسا را آلت دست خود قرار داد ند، آن هم دولتی که خود آلت دست فئودال­ها ( زمین­داران بزرگ ) بود . درست است که جامعه برای تمشیت امور خانوادگی ، ازدواج ، مسائل اجتماعی  و از این قبیل ، تا حدی از مقررات کلیسایی پیروی می­کرد اما در عین حال اثر مثبتی بر اجتماع قرون وسطایی اروپا نداشت .

کلیسا نه تنها اعتلای مردم را وظیفه خود نمی­دانست بلکه از آن­جا که اصول اعتقادی خود را قطعی و لایتغیر  تعریف می­کرد ، کشمکش بی انتها با خرد ، علم و پژوهش را آغاز کرد .کلیسا آموزش و پرورش را در نطفه خفه کرد و دانشمندانی را که می­کوشیدند در باره طبیعت مطالعه کنند و علم و دانش را به پیش ببرند به زنده سوختن در آتش محکوم نمود .

کلیسا روش تعلیمات اخلاقی خود را بر استدلالات عقلانی استوار نساخت بلکه برای این منظور به موسیقی ، نقاشی ، پیکرتراشی ، معماری ، افسانه­پردازی و ادبیات توسل جست . از راه توسل به حیات خاکی مردم بود که کلیسا هنر قرون وسطایی را بوجود آورد . بیش­تریت خزانه این آثار در خود کلیساها متجلی بود .  ارباب کلیسا برای هرچه بیس­تر جذب کردن مردم به شکوه بخشیدن به کلیساها همت گماشت ، آنان مومنان را وادار می­کردند برای آزادی روح و طلب مغفرت به زیارت چنین اماکنی که در قرن 13 تعدادشان به بیش از 10 هزار می­شد بپردازند . کلیسا به نمایشگاه و موزه­ای از این هنرها تبدیل گشت . تندیس­های مسیح ، مریم و حواریون در شکل­ها و اندازه­های گوناگون زینت­بخش عبادتگاه­ها گردید . کلیسای مسیحی از عنصر نور و تاریکی و ترکیب آن با سکوت ، عالم مورد نظر خودش را ابداع می­کند .  ارباب کلیسا ظاهرا برای گسترش حریصانه شکوه معابد و در حقیقت برای تمایلات شخصی خود به صورت­های گوناگون مومنان را به پرداخت اعانات جنسی و کمک­های نقدی به قیمت آمرزش گناهان وادار می­نمود . اربابان کلیسا همچنین به راه­های توسل می­جستند که با تملک خانه ؛ باغ ، زمین و جنگل به ثروت کلانی دست یابند . به قولی کلیسای کاتولیک تمام زمین­های زراعتی اروپا را مالک بود و میلیون­ها دهقان سرف در زمین­های آن زراعت می­کردند . در آستانه انقلاب فرانسه ، کلیسای کاتولیک مالک 6 درصد اراضی و اموال دیگر بود . از آن­جا که آرمان­ها و اهداف اساسی مسیحیت دستخوش انحرافات بسیاری قرار گرفته بود اهداف کلیسا جامع نبود و سراسر زندگی را شامل نمی­شد . عناصری مثل حمام یا توالت حتی در ساختمان­های مهمی چون کاخ ورسای هم وجود نداشت . به گفته­ی ویل دورانت در قرن 13 پاریسی­ها فضولات انسانی را از فراز پنجره­ها در معابر تخلیه می­کردند  و تنها تامینی که برای عابر بیچاره قائل می­شدند آن بود که فریاد می­زدند : مواظب باش خیس نشوی !

مسیحیت با شعار محبت و مهربانی پا گرفت ولی از آن­جا که از اصل خود منحرف شد راه شقاوت را پیشه ساخت . در طول تاریخ اربابان کلیسا زیر پوشش جنگ­های مذهبی و تفتیش عقاید ، قساوت­ها و سنگ­دلی­های بی­مانندی را بروز داده و جهان را دستخوش تنش­های ویژ­ه­ای کردند . از مشهورترین این وقایع جنگ­های صلیبی است . صلیبیون بسیاری از شهرها و آبادی­های بین اروپای مرکزی و جنوبی تا فلسطین را ویران کردند و ساکنان آن را به خاک و خون کشیدند . کتابخانه­ها به کام آتش فرو رفت . تاسیسات فرهنگی ویران شد . اما املاک و دارایی­های کسانی که در جنگ شرکت کردند و تلف شدند به کلیسا منتقل شد و بر ثروت­اندوزی اربابان کلیسا افزود .

انگیزاسیون و تفتیش عقاید نیز عامل خون­ریزی­ها و قتل­عام­ها در سرزمین­های مسیحی نشین بوده است . در اسپانیا این محاکم مردم را شکنجه و زجر دادند و گاه زبانشان را بریدند و در آتش انداختند و سپس کشتند یا از مملکت اخراج کردند . با این کار اسپانیا با اخراج بازرگانان ، صنعتگران ، دانشمندان و علمای مسلمان و یهودی گنجینه بی­حسابی را از دست داد و فروغ تمدن از اسپانیا رخت بربست . در سال 1572 به تحریک کلیسای کاتولیک در پاریس 3000 پروتستان را سربریدند .

فرهنگ دینی و معماری اسلامی

دین اسلام در تمامی وجوه انسان جاری است .اما معماری مقدس اسلام معماری مسجد است . با این همه مسجد هیچ­گاه از بقیه محیط زندگی مجزا نیست . اشتغال خاطر معماری با روح اسلامی قدسی کردن فضا برای جای دادن انسان در حضور خداست . پرهیز از شمایل گرایی در هنر و معماری اسلامی که امکان تجسم حضور الهی را  در تصویر یا شمایل منتفی می­سازد خود عامل بسیار مهمی در تاکید بر اهمیت معنوی فضاست . در این­جا با طرد هر صورتی که ذهن را به شیئی در خارج از خود متمرکز و محدود سازد و نفس را به یک صورت منفرد متوجه کند ، فضای خاصی آفریده می­شود .

معمار مسلمان با سرسپردگی خود به مشیت الهی تصدیق می­کند که خدا معمار اعلاست و آفرینش شاهکار معماری خالق هستی است که در منظم­ترین ، زیباترین و متعادل­ترین وجه موجودیت یافته است .

ترتیب فضا در معماری مسجد دو جهت دارد : جهت افقی که آن را با مکه پیوند می­دهد و جهت عمودی که آن را به عالم بالا متصل می­سازد . جهت افقی به سوی قبله نماینده اهمیت مکه به عنوان محراب مرکزی همه­ی مسلمانان است و این جهت را محل محراب نشان می­دهد . جهت عمودی مساجد را گنبد نشان می­دهد . گنبد یکی از نمادین­ترین عناصر در معماری اسلامی است .

از آن­جا که هنر اسلامی با عالم ملکوت پیوندی ژرف دارد ، عنصر نور بسان نمادی از جلوه وجود مطلق در فضای معماری اسلامی افشانده می­شود. همان طور که عالم تجلی نور خداوند است ، ظهور جهان نیز جز ظهور نور او نیست . آینه کاری و بهره­گیری از موزائیک­ها و یا رنگ درخشنده طلایی و فیروزه­ای برای گنبدها و تزیین نقوش و مقرنس­[2]ها ، همه بیانی از قاعده جلوه­گری نور است .

بینش توحیدی معمار  مسلمان بر همه­ی تدابیر و تحرکات ذوقی او چیره دارد . در پرتو چنین بینشی تمامی صورت­ها دارای مرکزی معین هستند . به همین مناسبت ، حیاط همیشه در مرکز بنا قرار می­گیرد ، کوشک در میانه باغ خودنمایی می­کند ، گنبد در وسط حجم ، حوض در مرکز حیاط خانه و فواره در میانه حوض قرار می­گیرد .

معماری اسلامی کوششی است در برآورده­سازی نیازهای دنیوی و حوایج اخروی و به همین جهت به هر دو وجه وجودی مسلمان توجه دارد . مسجد در نگرش نخستین ،محل عبادت است . اما مکانی برای آموزش ، جایگاهی برای رفع حوایج و گرفتاری­ها ، محکمه قضاوت , محل شور و مشورت  و حتی جایگاه اسکان بی­بضاعتان بوده است . هرگز دیده نشده که  حرکتی حق­طلبانه از مسجد آغاز نشده باشد .

تزیین در هنر اسلامی راهی برای پوشاندن باطن معیوب و اغوای مخاطب نیست . در تزیینات اسلامی فریب تصویری و یا تفاخر هنرمند و ابهت­آفرینی­های کاذب مد نظر نیست ، بلکه قصد آن است تا سکون و سروری که لازمه عبادتگری است پدید آید .معماری اسلامی از سه نوع تزیین بهره بیش­تری برده که عبارت­اند از : آجرکاری ، کاشی­کاری و گچ­بری .

رنگ ،مهم­ترین و پرمحتواترین بعد هنر اسلامی است . اثری که در هماهنگی رنگی ساخته شود ، اثری است گویای توحید و یگانگی . هنرمندان مسلمان بیش­تر رنگ­هایی را به فضای قدسی اثر خود دعوت می­کردند که ارتباط بیش­تری با روح معماری اسلامی داشته باشد . در این میان آبی و سبز بیش­تر در منظر پسند قرار داشت . آبی رنگی است آرام و درون­گرا . بیننده را به سوی خود می­کشد و در درون آرامش خود غرقه می­سازد . آبی رنگی است آسمانی و خداوند آن را وسیله تسکین و آرامش و تقلیل ناراحتی­ها و فرونشاندن خستگی­ها و نابسامانی­های زندگی قرار داده است . آبی چشم را به خود متوجه می­سازد و موجب تقویت آن می­گردد . آسمان آبی بر فراز زمین کنایه از توجه به عالم بالا دارد . هر قدر زرد محرک خوی نفسانی است ، آبی آرام کننده هرگونه تحریک و ذخیره­کننده نیروهاست . متمرکز شدن در آبی سبب تمرکز اندیشه می­گردد . سبز نیز رنگی میانه و معتدل است . رنگ تعقل ، تفکر و آرامش خردمندانه است و قرآن نیز سبز را رنگ بهشتی می­داند .

در معماری اسلامی خط از اجزاء جداناشدنی به­شمار می­رود و سهم با اهمیتی در یک مجموعه دارد . خط و کتیبه­هایی که غالبا دربردارنده آیات کتاب خدا یا اندرزهای اخلاقی هستند جلوه عبادی و قدسی خاصی به بنا می­بخشند . خط بر قامت بنا ردای عبادت می­افکند و با نشستن در اطراف گنبدها ، بنا را در عبادت غرقه می­سازد .

معمار مسلمان با استفاده از اشکال هندسی و منظم می­کوشد تا تصویری زیبا و خاص از انتظام حاکم بر عالم ارائه دهد . از آن­جا که نگاه معمار به هستی نگاهی پست، شکسته و آشفته نیست ، به همین جهت هرگز حیاط­ها ، صحن­ها ، اتاق­ها ، شبستان­ها ، ایوان­ها ، مناره­ها ، گنبدها ، فضاهای باز و بسته و حتی باغچه­ها را در اشکال شکسته و گسسته و غیرهندسی مشاهده نمی­کنیم .

علاوه بر مسجد ، در شکل­گیری خانه­ها نیز ، فرهنگ عامل اصلی به­ شمار می­رود . ساخت خانه خود امری فرهمگی است و شکل و سازمان آن نیز متاثر از محیط فرهنگی می­باشد . تکریم مهمان و رعایت حریم خصوصی در فرهنگ اسلامی  معماری خانه­ها را تحت تاثیر قرار داده است . مرد برای لذت بردن نباید به بدن زن نامحرم نگاه کند و زن نیز باید بدن خود را جز صورت تا مچ دست ، از مردان بیگانه بپوشاند . فضای خانه حریم خصوصی افرادی است که در آن زندگی می­کنند و نامحرمان حق ندارند به آن نظر افکنند یا بدون اجازه به آن وارد شوند .وجود دو درب­کوب بر روی ورودی خانه­ها که یکی با داشتن حلقه فلزی  و دیگری با چکش صدای متمایزی ایجاد می­کردند برای این بود که حتی مراجعه کننده زن و مرد از هم قابل تشخیص باشند .  ضرورت تکریم مهمان نیز سبب شده تا بهترین و زیباترین جای خانه به پذیرایی از مهمانان اختصاص یابد . عنصری به عنوان هشتی برای پذیرایی موقت از مهمان تا پیش از آماده­شدن افراد خانه برای پذیرفتن وی ، جنبه توجه به کرامت مهمان و محرمیت و خلوت گزینی درون خانه را توامان مجسم می­نماید . راهرو خانه­های سنتی اغلب به صورت غیر مستقیم و دست­کم با یک خم به حیاط ارتباط می­یافت و این نیز توجه به محفوظ بودن ساکنان خانه از انظار بیگانه را می­رساند . معابر باریک و غالبا بن بست ، نبود بالکن و راه­پله ، نداشتن پنجره به معبر ، وجود تزیینات در دون بنا و ساخت بیرون بدون نما و تزیین و،دیوارهای بلند حیاط ، از دیگر مشخصات معماری خانه­ها با توجه به اصل محرمیت و خلوت­گزینی است .



[1] عالم صلح و آرامش و آسودگی در نظر بودائیان

[2] فرم لانه زنبوری

اندازه و گسترش اقتصاد سایه : یک تحقیق تجربی در مورد ایالت­های هن

اندازه و گسترش اقتصاد سایه : یک تحقیق تجربی در مورد ایالت­های هند

نویسندگان :  کازیک چادوری[1] ، فردریک شندر[2]  و  سومانا چاتوپادیا[3]

منبع : Journal of Development Economics , 2006

مترجم : دکتر حبیب اله فصیحی

چکیده

                این مقاله با استفاده از داده­های پایه مربوط به ایالت­های هند ، اندازه­ی اقتصاد پنهان در ایالت­های این کشور را در دوره زمانی  75-1974 تا 96-1995 مورد پژوهش قرار داده است . تحلیل­های انجام شده نشان دادند که رشد اندازه­ی اقتصاد سایه در سال­های برنامه نسبت به دیگر سال­ها ، تقریبا 4 درصد کم­تر بوده است .  هم­چنین مشخص شد که این رشد به میزان محسوسی در ایالت­هایی که دولت ائتلافی حاکم بوده ، کم­تر بوده است . رشد فزاینده­ی روزنامه­ها و بالارفتن نرخ باسوادی نمودی از دولت شفاف هستند که برای مثال با مقدار کم­تر فعالیت­های اقتصاد سایه  مشخص می­گردند .

1-مقدمه

در سال­های اخیر اقتصاددانان و جامعه­شناسان در پی آن بوده­اند که شکاف میان مشهود و واقعی را اندازه بگیرند . این امر منجر به مفهوم­سازی  " اقتصاد پنهان "  شد ، گرچه برخی اصطلاحات  هم­معنی با آن مثل : اقتصاد سیاه ، اقتصاد سایه ، اقتصاد زیرزمینی ، اقتصاد غیرمشهود ، اقتصاد غیررسمی ، اقتصاد ثبت نشده و بالاخره اقتصاد موازی معادل با اقتصاد پنهان به کار رفتند . به طور کلی اقتصاد پنهان فعالیت­هایی را دربرمی­گیرد که خارج از فعالیت­های رسمی قرار داشته و  شامل فعالیت­های قانونی و غیرقانونی دور از دسترس دولت است . برآوردهای تجربی حکایت از آن دارند که فعالیت­های زیرزمینی از سال­های 1970 که در سراسر جهان  حضور دولت­ها در صحنه­ی اقتصاد قوی­تر شده ، روبه افزایش بوده­اند . با افزایش مالیات­ها برای تامین مالی برنامه­های دولت ، نیاز به فرار از مالیات و گریز از مقررات دست و پاگیر  شایع گردید . رسانه­های ارتباط جمعی نوشتاری  نیز که آماده­ی پذیرش ایده­ی اقتصاد زیرزمینی شده بودند به طور قابل ملاحظه­ای در این سال­ها رشد یافتند . با قرارگرفتن اقتصاد سیاه در کانون توجهات رسانه­ها ، نوعی هوشیاری نسبت به جاذبه­ی این پدیده در سراسر جهان بوجود آمد .

با اهمیت­یابی این پدیده ، سوالی که طبیعتا مطرح می­شود مربوط به تعریف اقتصاد پنهان است . تانزی[4] خاطر نشان ساخته که اقتصاد پنهان به دلیل ظهور فعالیت­هایی که سنجش و دریافت مالیات از آن­ها دشوار است  همانند :کار زنان خانه­دار و یا فعالیت­های غیرقانونی و مجرمانه، بوجود آمده است .اشنایدر[5]با تعریفی از اقتصاد زیرزمینی به عنوان" تمامی فعالیت­های اقتصادی که در ایجاد ارزش افزوده دخیل بوده و باید در محاسبه­ی درآمد ملی نیز دخالت داده شوند  اما در حال حاضر توسط موسسات سنجش ملی ، ثبت نشده­اند "  دیدگاه فوق را بسط داده است . باتاچاریا[6] اقتصاد پنهان را به عنوان بازتابی از درآمد ملی ثبت نشده ، تشریح نموده و اذعان می­دارد که این بخش با محاسبه­ی تفاوت بین درآمد ملی بالقوه برای به گردش درآوردن پول و درآمد ملی ثبت شده  به دست می­آید .  باگاچاوا  و ناهو[7]  اقتصاد پنهان را به عنوان ترکیبی از غیررسمی ( واحدهای تولیدی و توزیعی کوچک مقیاس )، موازی ( انجام غیرقانونی فعالیت­های مجاز ) و فعالیت­های بازار سیاه ( تولید و توزیع کالاهای بازاری و غیربازاری که توسط دولت منع شده­اند ) ، به حساب آورده­اند . آچاریا [8] در حوزه­ی کشور هند ، اقتصاد سیاه را به عنوان  " جمع شدن درآمدی که مشمول مالیات است اما به ماموران مالیاتی گزارش نمی­شود " و نیز  " گستره­ای که در آن  برآوردهای درآمد ملی و ستاده­ها به دلیل گزارش کردن نادرست درآمدها ، ستاده­ها  و معاملات به دلایل گریز از مالیات ، سرباززدن از دیگر کنترل­های اقتصادی و موارد مربوط دیگر ، انحراف دارد .  تعریف دیگری اقتصاد پنهان را کلیه­ی فعالیت­های اقتصادی ثبت نشده که در محاسبات مرسوم (یا مشهود ) از تولید ناخالص ملی ، اعمال می­شود ، در نظر گرفته است . اسمیت[9] آن را به عنوان تولید بازار محورکالاها و خدمات اعم از قانونی یا غیر قانونی که از شناسایی در برآوردهای تولید ناخالص داخلی پرهیز دارند , تعریف کرده است .  

مباحث بالا این نکته را گوشزد می­نماید که اقتصاد سایه یا پنهان با آن نسبت از درآمدهای حاصل از فعالیت­های قانونی و غیرقانونی سروکار دارد که به کمک رویه­های پیچیده سنجش استاندارد که برای محاسبه­ی درآمد ملی به­کار می­روند ، قابل محاسبه نیستند . در این مقاله تعریف اخیر از اقتصاد زیرزمینی مبنای کار قرار گرفته است .

در این مقاله کوشش براین بوده تا اندازه­ی اقتصاد پنهان (سایه ) را برای 14 ایالت بزرگ هند در سال­های 75-1974 تا 96-1995  با استفاده از مدل چند عاملی و چند شاخصی میمیک (MIMIC)  برآورد گردد . به منظور برآورد اندازه­ی اقتصاد سایه ،علاوه بر این، تحقیقات تجربی نیز ارائه شده­اند تا نقش عوامل اقتصادی-اجتماعی ، سیاسی و نهادی در اندازه­ی اقتصاد پنهان روشن گردد . رویکرد مورد نظر هم­چنین اهمیت رویه­های سیاسی در افزایش مسئولیت دولت برای مهار اقتصاد پنهان تشریح گردیده­اند . به ویژه برنقش انتخابات ، ماهیت دولت­ها ، سواد ، رسانه­های ارتباط جمعی ، و تاثیرات آزادسازی اقتصادی تاکید شده است . به نظر کاوفمن [10]  دانش و اطلاعات ، رهبران و کنش جمعی می­توانند به عنوان سلاح اولیه برای نشانه روی به فساد مورد استفاده قرار گیرد . استپنهارست[11]  پیوند جزئی میان یک رسانه فعال و بهبود فساد به عنوان نمودی از فعالیت­های اقتصاد سایه ، قائل شده است . جانکو[12]   خاطر نشان ساخته که مالکیت دولت بر رسانه عموما  با آزادی کم­تر اطلاع رسانی ، حقوق  اقتصادی و سیاسی کم­تر  و مهم­تر از همه ،کامیابی­های اجتماعی کم­تر در عرصه­ی آموزش و سلامت همراه است . اهرند[13]  شواهد تجربی قوی ارائه کرده که می­رسانند تقویت آزادی اطلاع­رسانی باید از اولویت­های مقابله با فساد باشد . دیک و زینگیلز[14] از نقش رسانه­ها بر نفوذ در سیاست مقابله با فساد بحث به میان آورده است .

هند ،چارچوب مطالعاتی جالبی در این زمینه است . این کشور از سال 1947 نوعی دموکراسی پیشه کرده است . انتخابات دوره­ای برای مجالس ملی و ایالتی از سال 1952 انجام شده­اند . آزادی نسبی و استقلال رسانه­ای با سری­های زمانی و تغییر بخشی چشمگیر وجود دارد . با استفاده از این داده­ها ، قادر خواهیم بود ارتباط میان توسعه و رسانه­های ارتباط جمعی  و نیز رابطه­ی بین عوامل نهادی و کنش­های حکومتی را بیازماییم تا نیازهای شهروندان را برآورده سازیم.مقاله­ی اخیر در این ارتباط می­تواند کاملا با ادبیات روبه رشدی که داده­های مربوط به هند را برای آزمودن نقش عوامل سیاسی و نهادی  در تشریح مسئولیت دولت ، مورد استفاده قرار می­دهد ، هماهنگ باشد . باسلی و بارگس [15]خا طر نشان ساخته­اند که ایدئولوژی حزبی بخش عمومی را متاثر می­سازد  .آن­ها نشان دادند که دولت­های ایالتی در ایالاتی که شمارگان روزنامه­ها بالاتر و مسئولیت انتخاباتی زیادتر است در قبال تولید مواد غذایی و خسارت دیدن محصولات، بیش­تر احساس مسئولیت می­کنند . بانرجی و لیر[16]  ثابت کرده­اند که تفاوت در نهادهای تاریخی منجر به گزینه­های سیاسی متفاوتی می­گردد و کامیابی­های اقتصادی را متاثر می­نماید . لیر ابراز می­دارد که در زمان حاضر نواحی تحت هدایت قواعد انگلیسی از نظر کالاهای عمومی در سطح پایین­تری به سر می­برند . هوف[17] برآوردی از توسعه­های مرتبط با نهادها و تاثیر آن­ها بر روی رشد اقتصادی به دست آورده است . به هر حال هیچ­کدام از گفته­های پیشین چیزی از اندازه­ی اققتصاد غیررسمی در هند بیان نکرده­اند و این مقاله کوششی در این جهت به شمار می­رود .

گزارش کمیته­ی وانچو[18] ( دولت هند ، وزارت مالیه ، 1971 ص 6) اولین سندی است که که به اقتصاد سایه در هند پرداخته است . گزارش فوق به این پدیده بسان " غده سرطانی در اقتصاد کشور که اگر اکنون تحت کنترل قرار نگیرد به ویرانی اقتصاد خواهد انجامید " نگریسته است . در گزارش کمیته­ی ونکاتاپیاه [19] (دولت هند ،1974) که بر محور خود دورسازی  از عدم پرداخت مالیات تهیه شده آمده است که "  راحت می­توان اعتراف کرد که  ما آمادگی آن را نداریم که و بنابراین به شکل دردآوری از دامنه ، انحراف و از هم پاشیدگی تولید  در شگفتیم " . در کنار مالیات­ها ، گستره­ی قواعد  نمایان­شده در اقتصاد به شکل پروانه­های صنعتی ، پروانه واردات ، کنترل قیمت­ها و مسیرهای توزیع کالا و خدمات ، کنترل اعتبارات و دیگر کنترل­ها می­توانند می­توانند مشوق گسترش اقتصاد پنهان باشند . در گزارش کمیته­ی داگلی [20]این موارد به وضوح آمده­اند .

قسمت باقی­مانده­ی مقاله به شکل زیر سازمان یافته است . اولین بخش آن دیدگاهی اجمالی از ادبیات مربوط به برآورد اندازه­ی اقتصاد پنهان را ارائه داده است . در بخش سوم روش پژوهش آمده است . بخش چهارم به سه زیربخش تقسیم شده : زیربخش اول متغیرهای داده­های پایه را که در تحلیل به­کار رفته­اند، فهرست نموده  ، زیربخش دوم ماهیت اقتصاد پنهان را مستند سازی نموده و با توجه به روش تحقیق ، برآوردهایی حاصل می­کند و بالاخره زیربخش انتهایی با نقش عوامل نهادی و سیاسی  در  تشریح اندازه­ی اقتصاد پنهان ، سروکار دارد .  بخش پنجم مقاله نیز به نتیجه­گیری می­پردازد .

2-روش­های اندازه­گیری اقتصاد پنهان

                این مطالعه متفاوت از مطالعاتی است که توسط گوپتا و مهتا [21] ،چوپرا [22] ، آچاریا [23]، باتاچاریا [24]  و باتاچاریا   و  قوس [25]  اخیرا در حوزه­ی اقتصاد زیرزمینی در کشور هند و به روش زیر صورت گرفته است :

1-    آچاریا ، باتاچاریا  و  بتاچاریا و قوس  از روش برآورد تقاضای پول نقد مرسوم استفاده کرده­اند ، ضمن انتقاد بر روش آنان که همه تنها بر یک حقیقت از اقتصاد پنهان توجه داشته­اند ، در این مطالعه از مدل چند عاملی و چند شاخصی میمیک استفاده شده است .گوپتا و مهتا از رویکرد ورودی ( داده­های) فیزیکی  استفاده کرده و روش چوپرا  نیز چیزی مشابه روش پیشنهادی کالدور[26] بوده است .( کالدور سعی داشت که اندازه­ی اقتصاد پنهان در هند را با برآورد درآمدی که از پرداخت مالیات روی­گردان است ، محاسبه نماید )

2-    منحصر به فرد بودن مطالعه­ی اخیر بر این حقیقت استوار است که پاسخ به این سوال حیاتی را پیگیری می­کند که : آیا افزایش حضور نهادهای تمدنی چون رسانه­ها تاثیرات دوگانه­ای بر اندازه­ی اقتصاد پنهان در یک کشور دموکراسی چون هند دارد ؟

دراین مقاله کوشش بر این بوده تا انداز­ه­ی اقتصاد پنهان با استفاده از مدل چند عاملی و چند شاخصی میمیک برآورد گردد . فری و ویک-هانیمان [27]اولین کسانی بودند که این شیوه را برای برآورد اقتصاد پنهان در 17 کشور عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه در سال­های 78-1960 به کار گرفتند . آن­ها این شیوه را از نظریه آماری متغیرهای غیرمشهود که مورد مشابهی از آن توسط زلن[28]ر ، گلدبرگر[29]  ، و جورسکوگ و گلدبرگر[30] مورد استفاده قرار گرفته، اقتباس نمودند .  در این شیوه علل چندگانه و شاخص­های چندگانه از پدیده مورد توجه قرار گرفته­اند تا  با یک رویکرد تحلیل عاملی، اندازه اقتصاد پنهان به عنوان یک متغیر غیر مشهود  سنجیده شود . ضریب ناشناخته به طور جداگانه از طریق یک دستگاه معادله­ی ساختاری با متغیرهای نمایانگری که به کمک آن­ها تاثیر متغیرهای نامشهود به طور غیرمستقیم به دست می­آید ، برآورد می­گردد . فری و ویک-هانمان در سال ­های 1970 کشورهای سازمان همکاری اقتصادی و توسعه را بر اساس اندازه­ی اقتصاد زیرزمینی، رتبه­بندی نمودند . در اواخر این دهه کشورهای اسکاندیناوی و بنلوکس سطح گسترده­ای از اقتصاد زیرزمینی را دارا بودند . پس از آن­ها ، ایالات متحده  میزان متوسطی را نشان می­داد و و سپس سوئیس و ژاپن کم­ترین حجم از اقتصاد زیرزمینی را نشان می­دادند . هم­چنین از نظر نرخ رشد، این­گونه به نظر می­رسد که دانمارک ، بلژیک و ایتالیا رشدی بالاتر از حد متوسط داشته­اند در حالی که کانادا ، انگلستان و امریکا رشدی کم­تر از متوسط را به خود اختصاص داده­اند . مطالعه­ی دیگری که توسط آینگر و همکاران [31] انجام شده از شکل دیگری از مدل میمیک با عنوان دایمیمیک[32](رویکرد دینامیک چندعاملی چند شاخصی) برای ارزیابی اندازه­ی اقتصاد پنهان در ایالات متحده در دوره­ی 82-1939 استفاده شده است . نتایج مطالعه­ی اخیر نقطه اوج اندازه­ی اقتصاد پنهان ایالات متحده را در سال­های 44-1943 و نقطه حضیض آن را در حدود سال­های 68-1967 تشخیص داده است .

          در سال­های اخیر مطالعاتی چند  به خصوص در کشورهای نیوزیلند و کانادا از رویکرد متغیرهای مخفی یا غیرمشهود استفاده کرده­اند. گیلز[33]  ، گیلز و کاراگاتا [34]  و  گیلز و تدز[35] از داده­های سری­های زمانی اقتصاد کشورهای نیوزیلند و کانادا استفاده کرده و با به­کار بردن مدل میمیک اقتصاد پنهان را  برآورد نموده­اند. تا آن­جا که معلوم شده ، این پژوهش اولین نمونه­ای است که اندازه­ی اقتصاد پنهان کشور هند را به کمک مدل میمیک برآورد می­نماید .

3-روش برآورد

دراین قسمت به طور خلاصه رویکرد مدل میمیک تشریح می­گردد . در واقع مدل میمیک  نوع تغییر یافته مدل لیزرل[36](روابط خطی و ساختاری مستقل ) مربوط به جورسکوگ و سوربم[37] است که قادر است یک شاخص سری­های زمانی را(یعنی یک شاخص توصیفی را) برای متغیرهای مخفی حاصل نماید . لازم است از طریق انطباق مقادیر توصیفی با برخی مقادیر کمی که در گذشته به شیوه­های دیگر برآورد مثل رویکرد تقاضای اسکناس یا برق، فراهم گردیده­اند ، شاخص توصیفی به صورت سری­های عددی(کمی) مقادیر مربوط به اندازه اقتصاد پنهان درآید . معادله­ی مدل میمیک را می­توان این گونه بیان نمود :

معادله (1)

معادله (2)

y  :  بردار پایه شاخص هایp   مربوط به متغیر پنهان

   و     :  بردار علل q   مربوط به

به عبارت دیگر : Eq  در معادله (1)مدل اندازه­گیری برای     و   Eq در معادله (2)  معادله­ی ساختاری متغیر پنهان ،   خطای اندازه­گیری (px1)   و    خطای ساختاری  غیربرداری

فرض بر این است که  و کلیه­ی عناصر  دو به دو با هم همبستگی نداشته و  واریانس   برابر  و  کواریانس   برابر  می­باشد .

با جایگزینی معادله (2) در معادله (1) مدل میمیک می­تواند به صورت مدل رگرسیون چند متغیره معادله p درآید :

معادله (3)                                                                   y =

   + Z=           ,          

Cov(z) =

به نظر می­رسد مدل معادله p    ( معادله 3) دارای ماتریس رگرسیون رتبه­بندی معادل یک و ماتریس کواریانس خطایی باشد که به همین ترتیب وارد می­گردد . شرط اول در مدل­های معادلات همزمان به صورت خاصی است . در این معادلات جابه­جایی تعدادی از متغیرهای برون­زاد(غیرذاتی) از معادله ساختاری ممکن است منجر به شکل کاهشی ماتریس ضریب شده و آن را به صورت کوتاه شده­ی­مرتب درآورد. خاصیت مفرد ماتریس کواریانس خطا توسعه می­یابد زیرا برای برآورد مدل اندازه­گیری لازم است که ابتدا آن را نرمال سازیم . این امر می­رساند که برآورد معادلات (1) و (2) تنها وقتی حاصل می­گردد که یک عنصر از  با یک مقدار از پیش تعیین شده ، معین گردد . در این­جا با به­کارگیری رویه برآورد حداکثر احتمال[38]   مدل فوق تخمین زده شده است .

          در مطالعه­یاخیر ، ترکیبات زیر از علل و شاخص­ها مورد استفاده قرار گرفته­اند تا برآوردهای متفاوتی از اقتصاد پنهان را نتیجه دهند .

 برای شاخص­ها از این موارد استفاده شده است : رشد تولید خالص و واقعی داخلی ایالت­های هند ؛ تعداد شاغلین ( مجموع کارگران مولد و غیر مولد ) ، جهت صنایع کارخانه­ای به ثبت رسیده که با تعداد کل کارگران در هر ایالات انطباق داده شده است .

برای متغیرهای علی این موارد به­کار رفته­اند : صورت حساب سرمایه­ای هزینه­های توسعه­ای ؛ صورت حساب سرمایه­ای هزینه­های غیرتوسعه­ای ؛ درآمد مالیاتی هر ایالت ؛ درآمدهای غیمالیاتی هر ایالت ؛ صورت حساب جاری هزینه­های توسعه­ای  ایالت­ها ؛ صورت حساب جاری هزینه­های غیر توسعه­ای  ایالت­ها؛

کلیه­ی متغیرهای مالیاتی و هزینه­ای به عنوان سهم هر ایالت از تولید خالص داخلی بیان شده­اند . و مجموع درآمد هر دولت ایالتی شامل دو جزء می­باشد : مجموع درآمد مالیاتی و مجموع درآمد غیر مالیاتی . مجموع درآمد مالیاتی دولت ایالتی به دو بخش قابل تفکیک است : سهم آن از درآمدهای مالیاتی دولت مرکزی و درآمدی که از مالیات­های وصولی در خود ایالت به دست می­آید . مالیات­های ایالتی ماهیتا غیر مستقیم هستند . (مالیات­های غیر مستقیم به­طور متوسط 87 تا 88 درصد جمع درآمد مالیاتی را شامل می­گردند . ) درآمدهای غیرمالیاتی دولت­های ایالتی از دو منبع به­دست می­آید : کمک­های دولت مرکزی و درآمد غیرمالیاتی خود ایالت . بهره­ی دریافتی از وام­های پرداخت شده توسط دولت مرکزی ، سود سهام ، سودی که توسط بخش عمومی تعهد شده  و به دولت ایالتی اختصاص داده می­شود  و درآمدهای حاصل از لاتاری ( بخت­آزمایی ) ، عمده­ترین درآمدهای غیرمالیاتی را شامل می­شوند . در این مقاله ، ترکیبی از درآمدهای مالیاتی و غیرمالیاتی ایالت­ها به عنوان کل درآمد ، در نظر گرفته شده­اند .

 کل هزینه­های صورت گرفته توسط دولت ایالتی به شکل حساب­های جاری و ­حساب­های سرمایه­ای است . حساب هزینه­های جاری سه گونه­اند : مصارف توسعه­ای ، مصارف غیرتوسعه­ای و کمک­های اعطایی به ادارات محلی ، مصارف حساب­های جاری توسعه­ای اصولا نیاز به نگه­داری دارایی­های موجود در خدمات اقتصادی و خدمات اجتماعی را اجابت می­نمایند . خدمات اقتصادی شامل : هزینه­های صرف شده در کشاورزی ، صنعت ، نیرو و آبیاری ، حمل و نقل و ارتباطات  و خدمات اجتماعی شامل : آموزش و پرورش ، بهداشت و رفاه خانواده و پرداخت­های برنامه­ریزی شده برای امنیت اجتماعی می­باشد . حساب­های جاری غیر توسعه­ای مشتمل بر : بهره­های پرداختی برای وام­های گذشته ، هزینه­های خدمات مالی و اداری ، حقوق مستمری­بگیران و بازنشستگان ، پرداخت­های برنامه­ریزی نشده امنیت اجتماعی و یارانه­های رفاهی و غذایی می­باشد .

 هزینه­های مربوط به حساب­های سرمایه­ای از دو قسمت تشکیل شده­اند : توسعه­ای و غیرتوسعه­ای . هزینه­های توسعه­ای در این بخش در ایجاد دارایی­های فیزیکی صرف می­شوند و قسمت غیرتوسعه­ای آن برای بازپرداخت وام­ها هزینه می­گردد .

چنان­که پیش از این آمد ، مدل میمیک تنها می­تواند یک شاخص سری زمانی را برای متغیرهای پنهان اقتصاد زیرزمینی دراختیار گذارد و به هر حال این مدل تنها یک شاخص را برای سری­های زمانی ارائه می­دهد . به این جهت ناگزیریم که این شاخص توصیفی را از طریق انطباق مقادیر توصیفی با مقادیر عددی و کمی که که در گذشته به شیوه­های دیگر فراهم شده­اند ، به صورت سری­های عددی درآوریم .از جمله شیوه­هایی که در گذشته برای برآورد حجم اقتصاد پنهان به­کار رفته  منی-توان به رویکرد تقاضای برق یا اسکناس اشاره کرد . در این مطالعه برآورد انجام شده توسط باتاچاریا در سال 1999 را که اندازه­ی اقتصاد پنهان سال 90-1989 را حدود 5/22 درصد برآورد کرده برای این انطباق به کار رفته است .

با توجه به برآورد فوق ، در گام بعدی کوشش خواهیم کرد تا روشن سازیم که آیا نهدهای تمدنی چون رسانه­ها ، نهادهای سیاسی یا مشخصه­های دولت­های ایالتی ، تاثیری بر رشد برآوردشده­ی اقتصاد پنهان دارند یا خیر ؟ معادله­ی رگرسیون مدل به این صورت است : ( معادله 5)

++ log ( -1) +  +  +  +

   : تاثیر ثابت اسمی

 : کنترل زمانی- ساختگی  ضربه کل

 -1 : انداز­ه­ی درنگ­دار اقتصاد پنهان

   : روند مشخص ایالت در برآورد مورد نظر

  :  متغیری که مشخصات دولت در دوره­های ائتلاف را نشان داده و سهم سال t را در حالتی که دولت ائتلافی در قدرت بوده و بیش از یک حزب محوری وجود دارد ، اندازه­گیری می­نماید.متغیر اخیر دولت ائتلافی نامیده شده است .

  :  متغیری که یک سال ساختگی انتخاباتی را نشان داده و مقدار 1 را به خود اختصاص می­دهد در صورتی که برنامه انتخابات در نیمه دوم سال مالی t  یا در نیمه اول سال مالی بعد در ایالت i انجام شده باشد .

  : گستره­ی رابطه­ی سیاسی بین دولت مرکزی و دولت ایالتی. پرواضح است که این یک متغیر ساختگی است. در صورتی که دولت ایالتی در ایالت s برای بیش از 6 ماه از سال مالی t   از نظر سیاسی به دولت مرکزی مربوط باشد ، مقدار صفر را به خود اختصاص می­دهد.

  : بیان اختلاف میان دولت ایالتی با گرایش چپ ( دولتی که توسط یک حزب کمونیست رهبری می­شود .) و همه­ی انواع دیگر دولت­ها . متغیر اخیر، سهم سال مالی t   را در طول دوره­ای که دولت ایالتی ایالت i  دولتی چپ­گراست اندازه­گیری می­نماید .

 Rur  : سهم جمعیت روستایی در مجموع تولید خالص داخلی ایالت

Primary  : ترکیب بخش­های اول اقتصادی ( کشاورزی و خدمات مربوط) در مجموع تولید خالص داخلی ایالت

  : رشد سرانه­ی شمارگان کل روزنامه­ها

Lit  : رشد نرخ باسوادی

          در معادله (5) در جایی که درجه­ی تصحیح خودکار روند مشخص ناحیه­ای منظور شده،

 جمله­ی خطای  به عنوان فرآیند AR(1)  مدل­سازی گردیده است . برآورد معادله (5) از طریق ایجاد کوچک­ترین مربعات هم­چنین  ایجاد ساختار خطای عدم تجانس را با هر ایالتی که واریانس خاص خود را دارد ، امکان­پذیر می­سازد .

4-نتایج عملی

4-1 داده­ها

    مجموعه داده­های این مطالعه شامل مشاهدات سالیانه سال­های 75-1974 تا 96-1995 در قلمرو 14 ایالت کشور هند می­باشند . ایالت­های فوق عبارت­اند از : آندراپرادش ، بیهار ، گجرات ، هاریانا ، کارانتاکا ، مادیاپرادش ،ماهاراشتارا ، اوریسا ، پنجاب ، راجستان ، تامیل نادو ، آتارپرداش  و بنگال غربی . متغیرهایی در نظر گرفته شده به دو بخش قابل تقسیم هستند :1- داده­های مربوط به نمایانگرها ( رشد تولید واقعی و خالص داخلی ایالت ­ها و جمع کل کارخانه­ها در ایالات ) و 2- داده­های مربوط به علل . تولید خالص و واقعی ایالات از موضوعات مختلف آمار حساب­های ملی ( وزارت برنامه ریزی هند ، توسعه­ی آمارها ) که توسط سازمان آمار مرکزی دولت هند منتشر شده ، استخراج گردیده­اند . داده­های اشتغال مربوط به صنایع کارخانه­ای به ثبت رسیده از موضوعات گوناگونی برآوردهای سالانه صنایع هند ( وزارت آمار و اجرای برنامه  ) به­دست آمده است . داده­های مربوط به علل همانند متغیرهای مالیات و هزینه دولت­های ایالتی از مجلدات مختلف بولتن بانک ذخیره­ی هند که توسط بانک مرکزی این کشور انتشار می­یابد گرد­آوری شده­اند .

          مشخصات جمعیتی ایالات همانند نقش بخش­های اول شغلی با استفاده از آمار حساب­های ملی تهیه شده است . نرخ باسوادی از آمارهای سرشماری و برآورهای نمونه­ای ملی فراهم آمده است . ( هر دوی این منابع توسط دولت هند منتشر می­شوند )نرخ باسوادی برای برخی سال­ها که از هیچ­کدام از دو منبع یاد شده قابل استخراج نبوده ، با میان­یابی داده­ها با استفاده از  یک فرمول رشد ساده، حاصل شده­اند. ارقام سرانه­ی شمارگان روزنامه­ها از نشریه اطلاع­رسانی درهند که توسط وزارت اطلاعات و سخن­پراکنی منتشر می­شود  استخراج شده­ است . در این زمینه شمارگان روزنامه­های تمامی گویش­های محلی، تمامی روزنامه­های انگلیسی زبان ، تمامی روزنامه­هایی که به زبان دوم هم منتشر می­شوند و خلاصه شمارگان کلیه­ی روزنامه­های دیگر محاسبه گردیده­اند . همگی این-ها در نشریه اطلاع­رسانی در هند آمده­اند . داده­های با موضوع سیاسی از منابع مختلفی فراهم شده­اند . اولا  زمان کلیه­ی انتخابات مجالس قانونی ایالات از کتاب "رای دادن در هند "  و وب سایت کمسیون انتخابات هند[39]  به دست آمده است .

            ماهیت دولت ایالتی ( ائتلاف، وابستگی سیاسی و ایدئولوژی) برای هر ترکیب سالی- ایالتی ، مشخص شده که اطلاعات مربوط از  کتاب دایره­المعارف هند و ایالات آن ، جمع­آوری شده­اند .

4-2-نتایج

    این بخش به دو زیر قسمت تقسیم شده است : بخش 4-2-1 نتایج مدل میمیک را گزارش کرده و بخش 4-2-2 نتایج حاصل از معادله­ی (5) را بیان می­نماید .

جدول (1) نتایج حاصل از مدل میمیک

ایالات

نمایانگرها

متغیرها

آندراپرادش

کرالا

ماهاراشترا

بنگال غربی

رشد سالانه تولید خالص واقعی در ایالات

04/0

(25/0)

47/0-

a(10/2-)

13/0-

(51/0-)

20/0-

(62/0-)

تعداد کل شاغلین در صنایع کارخانه­ای به ثبت رسیده (انطباق داده شده با تعداد کل کارخانه در هر ایالت )

1

1

1

1

علل

هزینه­های غیرتوسعه­ای حساب  سرمایه در درصد تولید خالص داخلی

44/0

c(82/3)

03/0

(32/0)

03/0

(23/0)

10/0

(68/0)

هزینه­های توسعه­ای حساب  سرمایه در درصد تولید خالص داخلی ایالت­ها

25/0-

a(072-)

05/0-

(46/0-)

02/0

(06/0)

18/0-

(62/0-)

درآمد مالیاتی خود ایالت در درصدتولید خالص داخلی ایالت­ها

13/0-

(60/0-)

88/0-

c(52/3-)

60/0-

a(80/1-)

A2/0-

(12/1-)

درآمدهای غیرمالیاتی خود ایالت در درصد تولید خالص داخلی ایالت­ها

15/0-

(24/1-)

35/0

c(44/3)

22/0

(75/0)

10/0

(34/0)

هزینه­های توسعه­ای حساب جاری در درصد تولید خالص داخلی ایالت ها

20/0-

(79/0-)

20/0-

(21/1-)

16/0-

(35/0-)

78/0

b(68/2)

هزینه­های حساب جاری غیر توسعه­ای در درصد تولید خالص داخلی ایالت­ها

43/0-

c(56/3-)

31/0

(19/1)

17/0-

(86/0-)

69/0-

a(79/1-)

توضیحات جدول : آمارهای t   در داخل پرانتز آمده­اند .  a  در سطح 10 درصد معنی­دار است .  b  در سطح 5 درصد معنی­دار است .  c  در سطح 1 درصد معنی­دار است .

جدول (2) آمارهای تشخیصی مدل تخمینی میمیک

ایالت

باقیمانده­ی جذر میانگین مربعات

شاخص خوبی برازش[40] انطباق یافته

شاخص خوبی برازش خست[41]

آندراپرادش

046/0

66/0

013/0

بیهار

11/0

53/0

13/0

گجرات

051/0

87/0

14/0

هاریانا

087/0

37/0

13/0

کارناتاکا

050/0

80/0

14/0

کارالا

074/0

23/0

12/0

مادایاپرادش

150/0

26/0

12/0

ماهاراشاترا

1/0

61/0

13/0

اوریسا

046/0

63/0

13/0

پنجاب

02/0

91/0

14/0

راجستان

04/0

92/0

14/0

تامی­نادو

07/0

27/0

12/0

آتارپرادش

092/0

26/0

12/0

بنگال­غربی

066/0

37/0

12/0

4-2-1-برآورد مدل میمیک از اقتصاد پنهان در ایالت­های هند

    در این قسمت تخمین­های اقتصاد پنهان در ایالت­های هند آورده می­شوند. به این منظور مدل میمیک برای هر یک از ایالت­ها محاسبه شده است . جدول (1) نتایج مربوط به چهار ایالت را نشان می­دهد . نتایج به­دست آمده موارد زیر را آشکار می­سازد : گرچه متغیرهای علی به­طور معمول با علامت­های مورد انتظار وارد گردیده­اند ، اما به هرحال تعدادی از آن­ها به اندازه قابل قبول معنی­دار نیستند . جدول (2) آمارهای تشخیصی مدل تخمینی را گزارش می­نماید مقادیر کم­تر باقیمانده­ی جذر میانگین مربعات ، مقدیر زیادتر شاخص خوبی برازش انطباق یافته و نیز مقادیر بالاتر شاخص خوبی برازش خست بیانگر برازش خوب مدل هستند . در کلیه­ی مدل­ها ، آمارهای تشخیصی نتایج رضایت­بخشی را در مورد برازش مدل می­رسانند . در جدول (3) اندازه اقتصاد زیرزمینی چهار ایالت نمونه در هند برای سال­های 75-1974  ، 81-1980 ، 82-1981 ، 87-1986 ، 92-1991 و 96-1995 آورده شده­اند . جدول (3)  نتایج جالبی را نشان می­دهد : در تمامی دوره­ها ، ایالت هاریانا پایین­ترین میزان اقتصاد زیرزمینی را به خود اختصاص داده و پس از آن ایالت جنوبی تامی­نادو قرار گرفته است . این در حالی است که آناداراپرادش ، کارناتاکا  و تامیل­نادو ، کم­ترین میزان اقتصاد زیرزمینی را در مقایسه با دیگر ایالت­ها  داشته­اند .  در 3 ایالت از 5 ایالت موسوم به بیمارو[42] ، اندازه­ی اقتصاد زیرزمینی بالاتر از میانگین مربوط به کل 14 ایالت است .در ایالت­هایی مثل :اوریسا ، هاریانا ، پنجاب ، راجستان ، آتارپردادش  و بنگال غربی ، در عصر پیش­از آزادسازی ( یعنی سال 93-1992 تا 96-1995 )، اندازه اقتصاد پنهان نسبت به کل دوره زمانی مورد مطالعه ، قابل ملاحظه بود

          در شکل (1) اندازه­ی اقتصاد پنهان برای 14 ایالت فوق ترسیم گردیده است . در این شکل ستونی که با  کل-14 نشان داده شده میانگین ساده­ای از وضعیت 14 ایالت را نشان می­دهد . در سال­های مورد مطالعه، اندازه کلی اقتصاد پنهان برای کل هند حدود 35/20 درصد تولید ناخالص داخلی بوده است . اندازه­ی اقتصاد پنهان  از 39/15 درصد در سال 75-1974 به 21/23 درصد در سال 96-1995 افزایش یافته است . ایالت­های بیهار ، گجرات ، مادیاپرادش ، ماهاراشترا، پنجاب و راجستان در مقایسه با کل هند ، اندازه­ی بالتری از اقتصاد پنهان را داشته­اند .

          مقایسه­ی اندازه­ی برآورد شده­ی اقتصاد پنهان  در کل هند با برخی دیگر از کشورهای آسیایی ( که در ضمیمه الف آمده)  گواه آن است که تایلند با 3/48 درصد تولید ناخالص داخلی رسمی ، در سال 95-1994 بالاترین میزان اقتصاد سایه را  داشته  و پس از آن فیلیپین با رقم 4/38 درصد و سری­


لانکا با رقم 3/35 درصد قرار داشته­اند . تایوان با رقم 4/17 درصد ، هند با رقم 3/20 درصد و کره­جنوبی با 4/22 درصد ، اندازه­ی متوسطی را نشان می­دهند  و بالاخره در پایین­ترین سطح ، چین با رقم 2/10 درصد ، ژاپن با رقم 6/10درصد و سنگاپور با رقم 2/11 درصد از تولید ناخالص داخلی رسمی ، قرار دارند .

جدول (3) اندازه اقتصاد پنهان در هند به عنوان درصدی از تولید خالص داخلی ایالتی

دوره­های زمانی

75-1974

تا

81-1980

82-1981

تا

87-1986

88-1987

تا

92-1991

93-1992

تا

96-1995

75-1974

تا

96-1995

ایالت

میانگین

انحراف معیار

میانگین

انحراف معیار

میانگین

انحراف معیار

میانگین

انحراف معیار

میانگین

انحراف معیار

آنداپرادش

437/14

357/2

235/20

198/3

177/22

711/0

724/18

399/2

557/18

811/3

بیهار

642/22

847/2

623/26

586/4

954/25

520/2

422/27

731/1

350/25

573/3

گجرات

278/16

574/2

957/20

589/2

160/25

481/4

011/21

493/1

433/20

341/4

هاریانا

308/9

664/2

937/15

397/2

114/21

014/1

400/28

836/4

148/17

503/7

کارناتاکا

419/16

537/3

150/22

363/3

965/22

806/1

739/19

063/1

073/20

840/3

کرالا

638/15

958/1

917/19

563/2

788/21

812/0

531/22

236/1

456/19

319/3

مادایاپرادش

071/22

700/6

687/25

744/1

708/24

997/2

038/23

630/2

832/23

309/4

مهاراشترا

047/17

168/1

284/22

566/1

181/23

838/0

392/23

881/1

023/21

084/3

اوریسا

971/9

825/2

107/15

865/4

019/24

474/2

715/29

490/1

154/18

247/8

پنجاب

286/15

806/1

419/20

760/1

808/24

694/1

589/27

714/0

088/21

001/5

راجستان

003/17

823/3

862/19

425/3

586/24

800/2

584/31

052/6

157/22

510/6

تامی­نادوا

839/15

526/1

430/21

086/1

119/23

489/2

268/22

604/1

187/20

478/3

آتارپرادش

285/11

047/1

395/14

884/1

625/21

941/1

016/27

531/1

343/17

254/6

بنگال­غربی

907/16

428/2

012/16

951/3

103/22

517/2

812/29

232/3

190/20

931/5

میانگین

14 ایالت

724/15

628/4

041/20

552/4

379/23

545/2

161/25

642/4

357/20

555/5

کل هند

060/17

128/1

377/20

929/0

475/22

428/0

399/23

310/0

348/20

659/2

           


به منظور درک بهتر موضوع ، نرخ رشد اقتصاد زیرزمینی برای دوره پیش از آزادسازی ( سال­های 76-1975 تا 92-1991)و پس از آزادسازی ( 93-1992 تا 96-1995) ،برای ایالت­های هند محاسبه  و نتایج در جدول (4) آورده شده است .در دوره پس از آزادسازی ،رشد اندازه­ی اقتصاد زیرزمینی در اغلب ایالت­ها به جز هاریانا، راجستان و بنگال­غربی ، پایین­تر بوده است . در این میان آندراپرادش پایین­ترین رشد را داشته­است . در دوره پیش از آزادسازی ، کرالا پایین­ترین نرخ رشد میانگین و اوریسا بالترین آن را به خود اختصاص داده­اند .

شکل (4 ) میانگین اندازه اقتصاد غیررسمی 14 ایالت هند در سال­های 75-1974 تا 96-1975

4-2-2- تبیین اندازه­ی اقتصاد پنهان ایالت­های هند

          به منظور تشریح اندازه اقتضاد پنهان ،رگرسیون به صورت معادله (5) محاسبه شده و نتایج مربوط در جدول (59 آورده شده است . ستون اول جدول فوق نتایج رگرسیون را باتوجه به متغیرهای سیاسی یعنی : نشان می­دهد



[1] Kausik Chaudhuri

[2] Friedrich Schneider

[3] Sumana Chattopadhyay

[4] -Tanzi(1999)

[5] Schneider(1986)

[6] Bhattacharyya(1999)

[7] Bagachwa& Naho(1995)

[8] Acharya(1995)

[9] Smith(1985)

[10] Kaufman(1999)

[11] Stapenhurst(2000)

[12] Djankov et al (2002)

[13] Ahrend(2002)

[14] Dyck& Zingales(2002)

[15] Besley & Burgess (2000)

[16] Banerjee & lyer(2004)

[17] Hoff(2003)

[18] The Wanchoo Committee Rreport

[19] The Venkatappiah Committee Report

[20] The Dagli Committee (1979)

[21] Gupta & Mehta (1981)

[22] Chopra(1982)

[23] Acharya(1985)

[24] Bhattacharyya(1999)

[25] Bhattacharyya & Ghose (1998)

[26] Kaldor(1950)

[27] Frey & Week-Hannemann(1984)

[28] Zellner(1970)

[29] Berger(1972)

[30] Joreskog & Goldberger(1975)

[31] Aigner et al(1988)

[32] DYMIMIC

[33] Giles(1999)

[34] Giles & Caragata(2001)

[35] Giles & teds (2002)

[36] LISREL

[37] Jorskog &Sorbom(1993)

[38] Maximum Likelihood Estimination

[39] http:/www.eci.gov.in

[40] Goodness of fit

خوبی برازش : یعنی میزانی که یک معادله­ی تخمینی از لحاظ اقتصاد سنجی داده­ها را برازش می­کند ( مترجم به نقل از فرهنگ علوم اقتصادی )

[41] Parsimony

 خست : اصطلاحی که آدام اسمیت به عنوان پایه­ی تراکم سرمایه و ثروت به­کار برده است .( مترجم به نقل از فرهنگ  علوم اقتصادی )

[42] BIMARU ایالت­های مادیاپرادش ، اوریسا ، و آتارپرادش

اهمیت و چگونگی ارتقاء بهره وری نیروی انسانی در آموزش و پرورش

عنوان :

اهمیت و چگونگی ارتقاء بهره وری نیروی انسانی در آموزش و پرورش

دکتر حبیباله فصیحی

چکیده

در دستگاه آموزش و پرورش که هدف آن تربیت و تعلیم نسل آینده است و به جهتی در فراهم سازی نیروی کار آموزش دیده نیز عمل مینماید ، عناصر و عوامل چندی تاثیرگذار و نقشآفرین هستند که از میان آنها نقش معلم از همه مبرّزتر و مهمتر است . سکان هدایت نسل فردا در حقیقت در دستان معلمینی قرار دارد که در مدارس کشور مشغول به کار هستند . بهرهوری و کارآمدی این نیروها مرهون عوامل مختلفی است که از آن میان بهنگام بودن آموزش معلمان و بهرهمندی از آخرین مهارتها و فنون تدریس و نیز انگیزش آنان را میتوان نام برد . نه تنها ضرورت دارد که معلمی گزینش و به خدمت گرفته شود که در بدو استخدام و شروع کار از معلومات قابل قبول برخوردار باشد بلکه معلمان بهرهور در حین خدمت نیز پیوسته معلومات خود را تجدید و روزآمد میسازد . دورههای ضمن خدمت تاکنون در برآورده ساختن این نیاز چنانکه باید موفق عمل نکردهاند . برطرف ساختن ضعفهای موجود در این زمینه و انطباق تحصیلات رسمی دانشگاهی معلمان با شاخهها و رشتههای مورد نیاز از پیشنهادات مطرح شده میباشد .انگیزش معلمان نیز با اهرمهای مادّی و معنوی متفاوتی باید صورت گرفته و تشویقها درخور تلاش انجام شده باشد.

کلمات کلیدی :

بهرهوری ؛ آموزش ضمن خدمت ؛ تحصیل دانشگاهی ؛ انگیزش

مقدمه

تلاش اقتصادی انسانها همواره در این جهت بوده که با استفادهی حداقل از منابع در دسترس خود ، حداکثر نتیجه را بهعمل آورد . اختراعات و ابداعات بشر از ابتداییترین ابزار کار در اعصار بدوی گرفته تا پیچیدهترین تجهیزات امروزی متاثر از همین تمایل بوده است . اگر منبع را به مفهوم هرآنچه بهگونهای در رفع یکی از نیازهای بشری موثر میافتد در نظر بگیریم بسهولت متوجه درک این معنا خواهیم شد که منابع در عین گستردگی و تنوع ، از ویزگی محدودیت و کمیابی برخوردارند. در مقابل نیازهای بشر نامحدودند وهرآینه نیز بر وسعت آنها افزوده میشود . از این رو بسیار مهم است که بشر بتواند منابع کمتری را مورد استفاده قرار دهد و نیازهای زیادتری از خود را برطرف نماید یا نیازهای ثابتی را با منابع کمتر پاسخگو باشد . اهمیت این معنا کوششهای اندیشمندانه و خلاقانهی آدمی را از گذشتههای دور به سمت بهرهبرداری بهینه از منابع سوق داده و بسیاری از تحقیقات علوم نیز درچنین مسیری قرار دارند .

در هر سازمان نیروی انسانی یکی از مهمترین منابعی است که در اختیار میباشد . چگونگی استفاده بهینه ومطلوب از منابع نیروی انسانی از شرایط مهم کارایی و بازده سازمان میباشد . بهینه سازی در بهخدمتگیری نیروی کار در سازمان به این معنی است که

آموزش و پرورش از ارکان مهم پیشرفت کشور هاست چرا که پایهها و ریشههای تعلیم و تربیت نیروی انسانی خلاق ، آموزشدیده و مسئولیتپذیر که سکاندار توسعه و ترقی جامعه هستند از ابتدا در این دستگاه شالودهریزی میشود . جوانی جمعیت و رشد بالای آن در دهههای گذشته ، بر تعداد و نسبت جمعیت دانشآموزی افزوده و دستگاه اصلی تعلیم و تربیت را گسترده ، عظیم و پرحجم ساخته است . با وجود اختصاص درصد زیادی از بودجه کشور و تعداد انبوه نیروی انسانی این وزارتخانه ، بیگمان این دستگاه یکی از پرمشکلترین و پرمشغلهترین اجزاء جامعه نیز میباشد . در جایی که کمبودها و نارساییهای این دستگاه از نظر فضاهای فیزیکی ، منابع انسانی ، منابع مالی ، امکانات آزمایشگاهی و کمک آموزشی و . . . آشکار و محسوس بوده و تجربه نیز تاکنون نشان داده که رفع کامل این معضلات حداقل در کوتاهمدت دور از انتظار است ، بسیار بجاست که بر استفاده بهینه و کارآمدتر از آنچه در اختیار میباشد تاکید گردد تا شاید از این زاویه بتوان بر مشکلات بطور نسبی فائق آمد.پرداختن به تمامی مقولههای یادشده بسیار مفصل بوده و از حوصلهی این گفتار خارج است . از این رو از میان این عوامل تنها به بیان اهمیت و نقش نیروی انسانی ( معلم ) خواهیم پرداخت . نوشتار اخیر نیز دستاوردی در این زمینه دارد و بر این محور نگارش یافته است که چگونه میتوان از ظرفیت نیروی انسانی موجود در آموزش و پرورش به نحو بهینه و شایستهتری استفاده کرد و بیآنکه بر تعداد کمی آنها افزود ، بازدهی و ثمرهی بهتر حاصل نمود .

 

 

  بتوان با استفاده با مدیریت بهتر ثمرهی بیشتری را با صرف منابع کمتر نیروی انسانی حاصل نمود. بهینهسازی بیش از آنکه متوجه خلق امکانات تازه و ایجاد ظرفیتهای جدید باشد متوجه اصلاح و بهبود وضعیت موجود است . در بهینه سازی کوشش بر این است که وضعیت موجود از زاویه استفاده کمتر از منابع و حصول نتیجهی بهتر مورد ارزیابی و سنجش قرار گیرد تا نواقص و کاستیهای موجود شناسایی شده و به شکل علمی و با استفاده از دستاوردهای علوم و تحقیقات در بهسازی وضع موجود اقدام گردد .

مفهوم و تعریف بهرهوری

اصطلاح بهرهوری از نگاههای مختلف معانی متفاوتی دارد مانند : بازدهی بیشتر با حفظ هزینه در حد ثابت ، انجام صحیح کار ، کار دقیقتر و روشنتر ، خودکارکردن عملیات برای دستیابی بربازده افزونتر و سریعتر و . . . . . برخی بهره وری را با این رابطه نشان میدهند : بهره وری =

بهرهوری از دیدگاه مصرفکننده به معنی کاهش قیمتها و دسترسی به کالاهای ارزان و باکیفیت است و از دید تولیدکننده مفهوم سرمایهگذاری مناسب ، تولید بیشتر ، کیفیت بهتر و فروش زیادتر را میرساند . ممکن است دولت بهرهوری را عمران و آبادانی بیشتر کشور ، اشتغال زیادتر و کاهش تورم تعبیر کند و ملت آن را رفاه

از بهره وری در آموزش و پرورش نیز تعریفهای متعددی ارائه شده است و هر یک از صاحبنظران از دیدگاه خاص خود به تعریف این مفهوم پرداخته اند . برخی از تعاریف صورت گرفته از بهرهوری در آموزش و پرورش از این قرار هستند : ( میرکمالی ، 1376 : 49)

«بهره وری در آموزش و پرورش تمرکز بر یادگیرنده و بهبود یادگیری است.»

«بهره وری در آموزش و پرورش: عبارت است از ارتباط میان نحوه ی استفاده سازمان آموزشی از منابعی که در اختیار دارد و تبدیل  آن طی فرآیندی آموزشی به ستاده های مطلوب همراه با در نظر گرفتن کیفیت زندگی کاری کلیهی کارکنان آن .»

«کلان ( 1995 ) بهره وری آموزشی را ارتباط بین دادهها ( هزینه های مصرف شده در آموزش ) و ستادهها (پیشرفت تحصیلی یا سایر اهداف تعریف شده برای آموزش و پرورش) می داند . از دیدگاه او مسئلهی اصلی در بهرهوری آموزش و پرورش، اثربخشی هزینه و چگونگی استفاده از منابع موجود برای افزایش پیشرفت دانش آموزان است. برای حصول به این نتیجه مهم باید برنامه ریزی آموزشی و مسائل مالی را در بهره وری موثر و ضروری دانست .»

«در آموزش و پرورش بهره وری ارتباط بین پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با منابع موجود تعریف می شود.»

نکته مشترک تمامی این تعاریف محوریت دانش آموزان و افزایش توانمندیهای آنان، همچنین استفاده بهینه از منابع موجود و کاهش هرینه ها در فعالیتهای مربوط به ارتقای بهره وری است.

بیشتر ، فرصتهای شغلی زیادتر و خدمات و کالای فراوانتر بداند . (ایرانزاده ، 1373 : 21)

اهمیت و نقش نیروی انسانی در کارآمدی و بازده دستگاه آموزش و پرورش

مهمترین منبع در هر سازمان نیروی انسانی آن است . عوامل تشکیلدهندهی این نیرو موجودات با احساس و با شعوری هستند که چنانچه انگیزش کافی داشته باشند ، استعداد و مهارت خود را در خدمت سازمان بکار خواهند گرفت و چرخهای آن را به حرکت درخواهند آورد . از این رو بسیاری بر این باور هستند که موفقیت و پیشرفت هر سازمان با نیروی انسانی آن در ارتباط مستقیم و تنگاتنگ قرار دارد . بنابراین شایسته است که در تربیت ، آموزش و انگیزش و حفظ آن نهایت تلاش مبذول گردد . به گفتهی ژان پیاژه زیباترین اصلاح و بازسازی آموزش و پرورش در صورتی که معلم به تعداد کافی و با کیفیت دراختیار نباشد با شکست روبرو خواهد شد.(رابرت ، 1380 : 4)در آموزش و پرورش مهمترین نقش با نیروی انسانی است و معلم از مهمترین عوامل موثر در رشد و توسعه کیفی و محتوایی تعلیم و تربیت به شمار می آید، زیرا تربیت انسان نتیجهی یک تعامل متقابل و دو جانبه و بالاخره حاصل عمل مربی و عکسالعمل شاگرد است. مهمترین نهاد اثرگذار در تربیت، تامین نیروی انسانی است . معلم به عنوان مدرس و مربی می تواند نقش حساس و کلیدی در این رابطه داشته باشد تا نیروی انسانی کارآمد وخلاق برای جامعه تربیت نماید

و این نیروی انسانی زمینهی رشد جامعه و تعالی جامعه را فراهم آورد .

دانش آموزان همه اعمال و رفتار معلمان و مدیر و حتّی سرایدار مدرسه را زیر نظر دارند و از آنها درس می گیرند دانش آموزان از طرز برخورد و تعامل معلمان با مدیر، معلمان با یکدیگر، معلمان با خدمتکاران مدرسه و معلمان با دانش آموزان درس می گیرند. معلّم فقط یک آموزگار نیست بلکه مهم تر از آن، یک مربی و یک الگوی با نفوذ است. دکتر هایم گینات وقتی معلّم جوانی بوده به این مطالب اشاره می کند: «من به نتیجه خوف انگیزی رسیده ام، من عامل تصمیم گیرنده در کلاس هستم و این برخورد شخصی من است که جوّ خاصی پدید می آورد. من بعنوان یک معلّم دارای قدرت شگرفی هستم و می توانم زندگی یک کودک را تیره و تار یا پر از سرور سازم. در تمام موقعیت ها این پاسخ من است که اوج یافتن یا فرونشستن یک بحران و انسان شدن و یا وحشی شدن یک کودک را معلّم تعیین می کند. » (به نقل از نشریه تربیت سال چهاردهم، شماره 9)

بازده و محصول نهایی آموزش و پرورش ، دانشآموزانی هستند که تحت تعلیم و تربیت قرار گرفتهاند. در مجموعهی فرآیند آموزش افراد زیادی مشغول به کارند و فعالیت های آنها بطور مستقیم یا غیر مستقیم در تربیت دانش آموزان مؤثر است اما در این میان، نقش معلمان از دیگر افراد بسیار برجسته تر می نماید. چنان که دانش آموزان بیشتر اوقات خود را در مدرسه زیر نظر معلمان سپری می کنند . از این رو بسیاری از دانش آموختگان نظام آموزشی سنتی و جدید شکل گیری شخصیت خود را مرهون معلمان خود می دانند یکی از نویسندگان که عمری را به معلمی گذرانده می نویسد: یکی از تحصیل کرده هایی که تحصیلات عالی و دکترای خود را در کشور آلمان به پایان رسانیده بود چندین بار اقرار واعتراف کرد که همه عقاید دینی او مدیون ارتباط با معلّم خود بوده است.( داوودی ، 1388 : 3) آنچه در فرایند تعلیم و تربیت به متعلم انتقال می یابد تنها معلومات و مهارت های معلّم نیست بلکه تمام صفات، خلقیات، حالات نفسانی و رفتار ظاهری او نیز به شاگردان منتقل می شود. رابطهی دانش آموز با معلّم یک رابطه باطنی و معنوی است دانش آموز و یا دانشجو معلّم را شخصیتی محترم و ممتاز می داند که او را در بزرگ شدن و به استقلال و آزادی رسیدن، و به عضویت رسمی جامعه در آمدن کمک و مساعدت می نماید معلّم با روح و جان دانش آموز سروکار دارد و به همین جهت بهعنوان یک الگوی محبوب و مطاع پذیرفته می شود . دانش آموز اگر چه قبلا در محیط خانواده علوم و اطلاعات فراوانی را کسب کرده رفتارهایی را آموخته و به اموری عادت کرده و تا حدودی شخصیت او شکل گرفته است ولی هنوز شکل ثابت به خود نگرفته و تا حد زیادی قابل انعطاف و تغییر می باشد. کودک و نوجوان در این سنین از محیط خانواده خارج می شود و بهطور رسمی در اجتماعی جدید یعنی مدرسه و یا دانشگاه پذیرفته می شود . دانش آموز در این اجتماع جدید فرصت می یابد تا افکار و اندوخته های دینی و رفتار و عادتهای گذشته اش را مورد بازنگری قرار دهد و شخصیّت خویش را بسازد و تکمیل و تثبیت نماید.با نفوذترین و محبوب ترین فردی که می تواند در این مرحله حساس او را یاری کند معلّم است به همین جهت دانش آموزان و یا دانشجویان، معلّم و استاد خود را بهعنوان یک الگو و اسوه می پذیرند و از رفتار و گفتار و اخلاق خوب یا بد او سرمشق می گیرند و خود را با وی همسان و همانند می سازند. « برای رشد و پیشرفت کارکنان سرمایه گذاری کنید ، اگر برای مشاغل و مسئولیت های بالاتر آماده نشده باشند، ترفیع از داخل سازمان فاجعه آفرین است . سازمانی هایی که کارکنان وفادار دارند در تعلیم و تربیت و آموزش و پیشرفت مستمر آنان سرمایه گذاری می کنند .بدون تردید ، آموزش و رشد کارکنان گران قیمت است ، لکن اگر شما فکر می کنید که تعلیم و تربیت گران قیمت است ، هزینه نادانی را در نظر بگیرید ، دیر یا زود یک سازمان از طریق اشتباهات کارکنان از طریق پرداخت حقوق های بالاتر برای جذب کسانی که آموزش دیده اند یا از طریق صرف وقت برای کارکنانی که دارد، هزینه های آموزشی را می پردازد آخرین روش موجب شایستگی و وفاداری کارکنان می شود .» ( لوبوف ، 1382 :68)

Top of Form

منابع

    همکاران . نشر دوران.

  • لوبوف ، مایکل ( 1382) . برزگترین عامل مدیریت در دنیا . ترجمه مهدی ایراننژاد پاریزی . انتشارات شرکت توسعه کتابخانههای ایران
  • میرکمالی، سیدمحمد( 1376) . کنکاش در بهرهوری و ارایه الگو برای اندازهگیری . فصلنامه مدیریت در آموزش و پرورش، انتشارات مدرسه، شماره 28
  • ایرانزاده ، سلیمان (1373) . بهرهوری موتور محرکه پیشرفت و توسعه . نشریه تدبیر ، شماره 42
  • رابرت . بی ، گراهام ( 1380) . روانشناسی اجتماعی . ترجمه علیمحمد کاروان . تهران ، انتشارات اندیشه
  • داوودی ، محمد ( 1388) . نقش معلم در تربیت دینی . انتشارات پژوهشکده حوزه و دانشگاه ، چاپ سوم
  • رابینز ، استیفن ( 1384) . مدیریت رفتار سازمانی . ترجمه فرزاد امیدواران . موسسه کتاب قهرمان ، تهران
  • شولتز دوان پی و سیدنی الن شولتر (1386) . تاریخ روانشناسی نوین . ترجمه علیاکبر سیف و
  • 

    - انگیزش معلمان

    یکی از تغییرهای نگرشی برای عملکرد معلمین، سطح انگیزش است. انگیزش را چرایی انجام رفتارها و نیز علتالعلل رفع نیازهای افراد تعریف می کنند. انگیزش به عنوان رفتاری تلقی میشود که شدت ، جهتگیری و تداوم تلاش افراد در نیل به یک هدف را مورد محاسبه قرار میدهد . ( رابینز ، 1384:203) صاحبنظران اعتقاد دارند که معلمین با انگیزه، میل بیشتری به حضور در مدرسه داشته و شرکت فعال تری در تدریس دارند . می توان انتظار داشت که معلمین باانگیزه تلاش بیشتری را برای رفع نیازها و برآورده کردن خواستهها از خود نشان دهند. برخی از راهکارهای ایجاد و تقویت انگیزه در معلمان عبارتاند از :

    در هر سازمانی افراد معمولاً تلاش و کوشش و آنچه که نتیجه آن است را در مقابل دریافتی خود از آن سازمان (حقوق و مزایا) قرار می دهند اگر آنچه کارکنان به سازمان می دهند (کار، تلاش، فکر و وقت و...) بیشتر از آنچه باشد که از سازمان دریافت می کنند دچار دوگانگی و فشار روانی می شوند . یکی از مواردی که همواره سبب آزردگی خاطر معلمان و کاهش شور و شوق آنها به کار شده ، نابرابری سطح درآمد و حقوق معلمان با دیگر کارکنان دولت بوده است . هیچکس منکر این مطلب نیست که میزان درآمد معلم باید درحدی باشد که بتواند زندگی آبرومندی داشته باشد . دغدغهی مالی و تبعیض در دریافت حقوق و دستمزد ، انگیزه کار را زایل میسازد .

    نتیجهگیری

    تردیدی نیست که در فرآیند تعلیم و تربیت ، معلم از همهی عناصر و عوامل دیگر موثرتر و تاثیرگذارتر است . معلم به عنوان یک الگو برای فراگیر مطرح است و بنابراین شخصیت ، توانمندی علمی و فن و مهارت تدریس معلم بیش از هر عامل دیگری در آموزش و تربیت شاگرد که محصول و بازده نهایی کار است تاثیر دارد . گذشته از معیارهای اخلاقی و شخصیتی در گزینش معلمان باید سطح معلومات آنها را نیز در این زمینه مهم تلقی کرد و در عین حال با توجه به پیشرفت پیوستهی علوم و کشف و پیدایش یافتههای نو، بهطور مداوم معلم را تحت آموزش قرار داده و برای این کار سرمایه صرف نمود .

    جدا از معلومات و سواد کافی و روزآمد ، وجود انگیزهی کاری هم بسیار اهمیت دارد . باید دغدغههای مالی معلم را برطرف ساخته و تبعیض موجود در سطح زندگی معلمان و دیگر کارمندان و حقوقبگیران و بخصوص اعضای هیئت علمی دانشگاهها را که کار مشابهی انجام میدهند را برطرف ساخت . تا دلگرمی معلم به شغل و تدریس فزونی یافته و بهرهوری وی در کار فزونی یابد .

    راهکارهای ارتقاء بهرهوری نیروی انسانی در آموزش و پرورش

    دیر زمانی نیست که شیوه های ارتقای کیفیت و بهره وری در صنایع و بخشهای اقتصادی به مورد اجرا درمیآید. موفقیت این راهکارها در رشد و توسعه اقتصادی، صاحبنظران را بر آن داشته تا آنها را در بنیادی ترین نهاد اقتصادی اجتماعی یعنی آموزش و پرورش نیز بیازمایند و البته بهکارگیری شیوه های ارتقای بهره وری در نظام های آموزشی هم موفقیت آمیز بوده است. اغلب کارشناسان مسائل آموزشی بر این باورند که کشورهای پیشگام در رشد و توسعه اقتصادی اجتماعی مسیری جز ارتقای کیفیت و بهره وری در آموزش و پرورش نپیمودهاند. بنابراین استفاده از فواید حاصل از ارتقای بهرهوری نقش بسیار مهمی در رشد و توسعه اقتصادی اجتماعی دارد.

    1

    الف- تامین مالی و رفع نابرابری سطح زندگی با دیگر حقوق بگیران و کارمندان :

    ب- وجود نظام ارزیابی دقیق و ارجگذاری به کار معلمان پرتلاش :به طور کلی تشویق از عوامل مهم ایجاد انگیزه است . نکتهی مهم این است که تشویق مشمول شخصی گردد که واقعا مستحق آن است . تشویق نابجا و ناحق نه تنها کارآمدی افراد لایق را نمیافزاید بلکه مسلما نتیجه معکوس خواهد داشت . از این رو باید ضوابط دقیق و کاربردی در ارزیابی از کار معلم وجود داشته و ارزیابی کننده خود بر این امر واقف باشد و در این کار جنبههای عدالت و انصاف را رعایت کند . تعلیم و تربیت مسئلهای کیفی است و ارزیابی یک کار کیفی به مراتب دشوار و حساس است . باید معلمی مورد تشویق قرار گیرد که در زمینه شغلی خود واجد معلوماتی کافی و روزآمد باشد . آخرین و علمیترین شیوههای تدریس را بشناسد و توانایی اجرای آن را نیز داشته و در عمل آنها را بکار ببندد . همچنین از نظر شخصیتی ، اخلاقی و رفتاری الگویی مثبت برای فراگیران محسوب گردد . در انتخاب معلمین مستحق برای تشویق در بسیاری موارد ملاحظهکاریهای مدیر و یا استفاده از این اهرم برای سودرسانی به افراد خاصی که شایستهتر از بقیه نیستند ، نتایج معکوس ببار آورده است . نکتهی دیگر این که تشویق باید با عمل متناسب باشد .پاداش هنگامی موثر است که فرد آن را مهم تلقی کند . صدور لوحهای تقدیر روشی قدیمی موثر اما ناکافی است . تشویقها باید مابهازاء مادی مستقیم نیز داشته باشند تا ثمرات مربوط زود مشهود و احساس شود نه این که به صدور ورقهای اکتفا شود که معلوم نیست چه زمانی و به چه میزان برای دریافتکننده سودمند است .

     

    ارتقای بهره وری در آموزش و پرورش نه تنها به توسعه اقتصادی اجتماعی کمک می کند،بلکه از طریق تربیت نیروی انسانی کارآمد و خلاق می تواند موجب اعتلای کشور گردد .به لحاظ اینکه آموزش و پرورش که هدف نهایی دستگاه تعلیم و تربیت است مقولهای کیفی است ، ارزیابی میزان بهرهوری عامل انسانی موثر در این امر نیز کار دشواری است . اما میتوان دو مقوله تاثیر گذار در ارتقای بهرهوری معلمان به شرح زیر مورد بحث قرار داد .- آموزش

    آموزش یکی از پیچیده ترین وظایف در اداره امور هر سازمان و به ویژه در مدیریت نیروی انسانی است . عوامل دیگر درونی بهرهوری که تاثیر زیادی بر افزایش بهرهوری دارد ، آموزش است . مطالعاتی حکایت از آن دارند که میان آموزش و بهرهوری همبستگی مثبت بسیار قوی وجود دارد . (ایرانزاده ، 1373 : 25) پس از نظام جذب ، نظام بهسازی و به کارگیری مناسب منابع انسانی قرار دارد . در حقیقت آموزش از مهم ترین اقدامات و برنامه های هر سازمانی بوده و نظام آموزشی تکمیل کننده نظام استخدامی به شمار می رود که باعث توانمندی نیروی انسانی موجود شده و موفقیت های آتی را تضمین می کند آموزش و بهسازی باعث بینش و بصیرت عمیق تر دانش و معرفت بالاترو توانایی و مهارت بیشتر انسان های شاغل در سازمان برای اجرای وظایف محول شده و موجبات نیل به هدف های سازمانی با کار آیی و ثمربخشی بهتر و بیشتر را فراهم میآورد . مایکل لوبوف در کتاب خود در ضرورت سرمایه گذاری در آموزش می نویسد :

    پیگورز و مایرز در زمینه نقش آموزش می گویند : « آموزش خوب ، نارضایتی شغلی و دوباره کاری را به مقدار زیاد کاهش داده و کارکنان را یاری می دهد که با تمام ظرفیت خود کار کنند . یک چنین هدفهای مهمی تحقق نمی یابند مگر آنکه تمام سلسله مراتب سازمان (از مدیر اجرایی تا کارکنان ) به اهمیت آموزشی آگاه باشند . »

    می توان نتیجه گرفت که یکی از عواملی که تاثیر زیادی بر بهره وری داشته می تواند در بهبود آن نقش مهمی را ایفا کند آموزش نیروی انسانی است . تکنیک های نو و طرح های جدید بهبود بهره وری نمی تواند بدون نیروی انسانی آموزش دیده در تمام سطوح سازمان به طور مؤثر ایجاد و یا به کار گرفته شود . برخی از مطالعات نشان داده است که همبستگی مثبت بسیار قوی بین آموزش و بهره وری وجود دارد . حتی مطالعات تطبیقی پیشرفت اقتصادی بین کشورهای مختلف نشان دهنده این امر بوده که هر کشوری که دارای نیروی انسانی آموزش دیده بوده است از بهره وری و رشد اقتصادی بالاتری برخوردار بوده است .

    دنیای علم و فناوری بهسرعت در حال پیشرفت و دگرگونی است . مرز علوم در حال گسترش است . نسل امروزی با انبوهی از اطلاعات که او را از هر جهت محاصره کردهاند روبهروست . ذهن کنجکاو و گیرای نوجوان و ضرورت پاسخگویی به سوالاتی که از بابت رویارویی با یافتهها و موقعیتهایی که هر جزء آن به گونهای با پیشرفتهای روز مرتبط است برای فراگیران مطرح میگردد ، ایجاب میکند که معلم خود را با دانش روز انطباق دهد . فنون و مهارتهای تدریس نیز هر آینه تغییر مییابند و دگرگون میشوند . نتایج تحقیقات علمی در نحوهی تدریس و معلومات تخصصی شاخههای مختلف علمی ، ایجاب میکند که معلم نه تنها در بدو شروع کار و اشتغال به تدریس از دانش و مهارت کافی بهرهمند باشد ، بلکه بطور پیوسته با پیشرفتها و یافتههای نو نیز همگام و منطبق گردد . در نظام آموزشی کشور کم نیستند معلمینی که پس از سالها تدریس بطور رسمی چیزی از یافتههای روز نیاموخته و با همان معلومات زمان فراغت از تحصیل به تدریس میپردازند . ضرورت آموزش پیوسته معلمان همواره از سوی متولیان امر آموزش کشور نیز احساس میشده بهطوریکه آموزش های ضمن خدمت در وزارت آموزش و پرورش تقریباً از سال 1310 هجری شمسی مطرح بوده و اجرا میشده است .

    دورههای ضمن خدمت هر چند متنوع بوده و در هر حوزه و استان با کیفیت و جدیت متفاوت اجرا میگردند اما این حقیقت تلخ را باید پذیرفت که تاکنون اغلب آنها از بازدهی لازم برخوردار نبودهاند . یکی از اشکالات اساسی این دورهها که موجب عدم استقبال و یا بازدهی کم دورههای آموزش ضمن خدمت را موجب میگردد ، ضعف در گزینش مدرسان این دورههاست . افراد شایستهای که دارای مدارج عالی تحصیلی در رشته تخصصی خود هستند یا به دلیل حقالزحمه و امتیازات مادی ناچیز این دورهها حاضر به همکاری نیستند و یا متاسفانه در بسیاری موارد نیز با وجود اشتیاق ، به دلایل مختلفی که عموما به کاستیهای مدیریتی ادارات بازمیگردد ، به خدمت گرفته نمیشوند . وقتی مدرس یک دوره ضمن خدمت به لحاظ وجههی علمی و توانایی تدریس مقبولیت نداشته باشد ، طبیعی است که کلاس از بازدهی لازم برخوردار نباشد و مورد اقبال قرار نگیرد . از سوی دیگر حقالزحمه این کلاسها باید با زمانی که مدرس جدا از زمان تدریس ، صرف تهیه و تدارک محتوای آموزشی میکند تناسب داشته باشد . همچنین لازم است مدرس در استفاده از نرمافزارها و سختافزارهای کمک آموزشی روز توانمند باشد و مهمتر این که وسایل و تجهیزات نیز در کلاسهای ضمن خدمت در دسترس باشد .

    موضوع دیگر آن است که دورههای ضمن خدمت اغلب در حاشیه کار معلم مطرح است نه جزئی از برنامه اشتغال وی . این کلاسها غالبا در اوقات غیر مفید روزهای هفته یا در روزهای جمعه و تعطیلی تشکیل میشوند و شرکت کنندهای که با مشغله زیاد در آن شرکت کرده فکر و ذهنش به درس متمرکز نیست . اگر بپذیریم که آموزش لازمهی ارتقاء بهرهوری معلم است باید آن را در قالب بخشی از ساعت کاری وی بگنجانیم و در برابر شرکت در کلاس و آموزش از ساعت اشتغال معلم بکاهیم .

    طی نمودن دورهای تحصیلی رسمی در دانشگاهها و موسسات آموزش عالی از جمله شیوههایی بوده که در یکی دو دههی گذشته مورد استقبال فرهنگیان قرار داشته و در سالهای گذشته تسهیلاتی نیز برای ادامه تحصیل منظور شده است . این شیوه نیز در ارتقاء معلومات تخصصی معلمین و افزایش بهرهوری آنان تاثیر داشته اما کاستیهایی نیز در این باب وجود داشته است . از جمله اینکه انتخاب رشتههای تحصیلی متناسب با نیازهای حوزه و قلمرو اشتغال داوطلب تحصیل نبوده و از این رو بسیاری با وجود صرف وقت و هزینه فراوان نتوانستهاند از اندوختهها و مدرک دریافت شده در راستای تدریس خود بهره ببرند . برخی در گرایشاتی ادامه تحصیل دادهاند که حتی در آن رشته نیروی کار مازاد وجود دارد . در صورتیکه ادامه تحصیل فرهنگیان برنامهریزی شده و متناسب با نیازها باشد ، دستگاه آموزش و پرورش توفیقی بدست آورده تا بار هزینه آموزش کارکنان خود را بر دوش دستگاههای دیگر بگذارد و به هزینه آنها نیروی انسانی خود را در راستای آن چه نیاز دارد تعلیم دهد و از بهرهوری بیشتر آنها سود ببرد .

    2

    جهانی شدن و آموزش و پرورش

    باسمه تعالی

    جهانی شدن و آموزش و پرورش

    نویسنده : فرانچسکو لوپز روپرز[1]

    مترجم : دکتر حبیب اله فصیحی

                جهانی شدن عمومی ترین تحول تاریخی آموزش و پرورش در قرن اخیر است . در این سال ها ما شاهد جهشی آشکار در ملاحظات سیاسی و روشنفکرانه مجموعه پیچیده ای از پدیده های اجتماعی ، تکنولوژیکی . اقتصادی و فرهنگی بوده ایم که جهانی شدن بر مبنای آن ها تعریف می گردد . در برهه ای از زمان که اینترنت آغازگر تحولی می گردد که اساس جامعه و اقتصاد نوین را تشکیل می دهد ، بناچار باید پدیده های فوق مورد تحلیل قرار گیرند .

                ما اکنون در موقعیت جبران تصادم ظاهری میان گذشته و آینده ، می رویم تا پذیرای رویارویی با پدیده هایی باشیم که از اختیار ما نیز خارج می باشند . جهانی شدن چه به عنوان یک فرآیند چه به عنوان مجموعه ای از فرآیندها ی همگرا ، به عنوان پیکان زمان در تکامل جوامع قرن 21 شناخته شده است . الگوی اجتناب ناپذیر جهانی شدن و ماهیت سازو کارهای متضمن آن ما را قادر می سازد تا بتوانیم آسیب های آن را پیش بینی نموده و خود را از آن ها مصون نگه داریم .

                 ما درحال روبرو شدن با یک تحول تاریخی و یک جهش تمدنی هستیم که اهمیت فعالیت های سیاسی را در سطح خرد ، کلان و میانه مورد ارزش گذاری مجدد قرار داده و همزمان اعتبار آن ها را نیز زیر سؤال می برد . شایان ذکر است که این ارزش گذاری مجدد نمی تواندهمیشه جنبه عملی به خود بگیرد چرا که تنها  از جنبه نظری تعریف شده و قدرت دگرگون سازی  سازو کارهای همگرای آن هشدار می دهند که طرح واچرای سیاست های عمومی باید با یکدیگر همخوان باشند تا ضمن حفظ توازن های اساسی که عدم اطمینان ها را کاهش داده و مدیریت آینده را آسان می گردانند ، تقاضاهای پویای گسترده را شناسایی نمایند .

                جهانی شدن ما را رویاروی چالش هایی قرار داده  و به عنوان یک بازی خطرناک ، پاسخ های پویا و هوشمندانه ای را از اشخاص و مؤسسات طلب می نماید . در چنین شرایطی آموزش و پرورش به یک ابزار اصلی تبدیل می شود که ریسک ها را کم کرده ، تهدید ها را کاهش می دهد و فرصت هایی را در اختیار می گذارد .

                این مقاله ابتدا یک تحلیل اجمالی از چند جنبه جهانی شدن ارایه می دهد تا بتوان به کمک آن ها زمینه های اقدام توسط متولیان تعلیم و تربیت را تشریح نمود.. پس از آن رهنمود هایی در درک و توسعه سیاست های آموزش و پرورش با توجه به نیازهای آتی ارایه نموده و در پایان نیز بر نیازها تاکید می ورزد تا به عنوان یک میثاق بین المللی ، تعلیم و تربیت  را به یک روشن بینی عالم گیر نزدیک سازد .

    جهانی شدن و پیچیدگی

                 جهانی شدن به مفهوم عام آن مجموعه ای از فرآیندهاست که از طریق آن ها حوادث ، تصمیمات ، و فعالیت هایی که در یک قسمت مشخص از زمین اتفاق می افتد تاثیرات مهمی در دیگر مکان ها یابر دیگر افراد و اجتماعات بر جا می گذارد.

                جهانی شدن متکی است به شبکه ای که ارتباطات ، اقدامات و وابستگی های متقابل میان اقدام کنندگانی که دور از هم قرار دارند را امکان پذیر ساخته و از طریق آن ها فعالیت ها ، اطلاعات ، دانش ها و تاثیرات علت و معلولی بطور مکرر منتشر می شوند . جهانی شدن بخاطر ماهیت فراگیر خود ، تصور ما از فضا و زمان و مفاهیم کاربردی آن هارا تغییر می دهد . به همین دلیل است که نظریه پردازان علوم اجتماعی این مفاهیم را با توجه به جهانی شدن از نو تعریف نموده اند . این توصیف اولیه از جهانی شدن بناجار آن را در فضایی از پیچیدگی سردرگم می نماید .

                 وقتی به جهانی شدن فکر می کنیم می بینیم که دو پدیده متعلق با این پارادایم پیچیده به نحو خاصی با هم مرتبط می گردند : با بر ملا شدن زمان ، علیت به یک نقطه انتهایی ختم می شود .

    جهانی شدن و چرخه علل

                    در خصوص ماهیت جهانی شدن توافق نظر کلی بین پژوهشگران وجود ندارد . بازار و سازو کارهای آن ازیک سو و اطلاعات و فن آوری ارتباطات از سوی دیگر دو عامل جهانی شدن هستند . امکان دارد قوی ترین سازو کارهای مربوط به جهانی شدن ، یکپارچه کردن چیزهایی باشد که پیش تر از آن ها به عنوان رانشگرهای عام یاد شد و نیز وجود مجموعه های کامل از حلقه های علی که بطور متوالی علت ومعلول ها را  بوسیله تعدادی از فرآیند های جرخه ای که به یکدیگر وابستگی متقابل دارند، تقویت می نماید . نمودار 1 طرح ساده ای از این روابط علی در هم تنیده را نشان می دهد .

    نمودار 1 طرح ساز وکارهای علی اصلی تحت جهانی شدن

                    توسعه ساز وکارهای بازار همکاری قاطعی با تولید یک سناریو جهانی برای جریان سرمایه ، کالا  و خدمات به عمل می آورد . اما پیشرفت جهانی شدن . عوامل اقتصادی جدید در این سناریو را تسهیل نموده ، سازو کارهای رقابت را در سطح ملی و بین المللی تقویت می نماید و تولید فزاینده را تشویق می کند .

                پیشرفت در اطلاعات جدید و فن آوری ارتباطات به طرز بارزی نقل و انتقال صحیح را  تسهیل نموده ، ارتباطات متقابل میان جوامع و عوامل اقتصادی در مکان های دور ازهم را امکان پذیر ساخته ، بین المللی شدن سرمایه و نیروی کار را تشویق نموده و بطور خلاصه جهانی شدن  اقتصاد و گستردگی جوامع را میسر ساخته است . ( منحنی جریان 2-3 )

                و بالاخره اینکه به دلیل پیشرفتی که با مقررات زدایی و رقابت بویژه میان کاربران ارتباطات دوربرد بوجود آمده ، قیمت ها کاهش یافته ، بازارها گسترش پیدا نموده اند . توسعه فن آوری اطلاعات   و ظهور تولیدات جدید . خدمات تازه،و تقاضاهای تکنولوژیکی جدید ( منحنی جریان 2-1) را که در ابتدا با توسعه و نفوذ بازار ناشی از سازو کارهای بازخورد همراه بودند تشویق نموده است .

                با ملاحظه کلی مجموعه فرآیند های فوق که درارتباط متقابل با یکدیگر می باشند می توان نیروی خارق العاده این سازمان پیچیده از کنش ها وواکنش های مرتبط را شناخت و تاثیر آن بر روی جهش تاریخی که درمعرض تجربه بشر قرار دارد را تشریح نمود . افزونی تغییرات ، ارتباطات و وابستگی های متقابل که از خصیصه های جهانی شدن هستند نیز در تشدید پیچیدگی های  این فرآیند سهیم می باشند .

    فضای باز جهانی شدن

    ایلیا پری گوجین [2]درقالب یک راهبرد  ، به نوعی از واحدتصوری از زمان اندیشیده که در ارتباط با موضوعات زندگی و انسان به صورت زیر بیان می گردد :

                     موضوعات زمان وجبرگرایی تنها به علوم منحصر نمی گردند . بلکه دقیقا“ از زمان جنبش خردورزی پیش از سقراط قلب تفکرات راتشکیل می دادند . در یک دنیای مبتنی بر جبر گرایی چگونه می توان خلاقیت یا اندیشه های اخلاقی انسان را درک نمود ؟ این سؤال یک بحران عمیق در قلب سنت های ما ایجاد می نماید . این سنن . از موجودیت دانش تجربی دفاع کرده و از آزادی و مسئولیت انسانی حمایت می نمایند . دموکراسی و علوم جدید هر دو وارث تاریخ مشترکی هستند اما اگر علوم تصورات مبتنی بر جبرگرایی را به ارمغان آورده بودند ، این تاریخ با تناقض روبرو می گردید چرا که دموکراسی یک جامعه آزاد را ایده آل می داند .

                زمان پیچیدگی همان زمان آزادی است . زمان فرصت هاست . زمان آفرینش ، تکامل و پویایی است . زمانی است که زمان ، خودش را تا حدی بنیان می نهد و آماده سازی برای آینده را میسر می گرداند بدون این که آن را تضعیف نماید . زمانی است که به طرز نامطمئن با نیازها ترکیب می شود . زمانی است که در درون تصور خودش از چالش بزرگی که رویاروی  موجودیت بشراست ، محصور می گردد . همچنین این زمان جهانی شدن است که یک نوپایی متکامل ، خلاق و مداوم با آن وارد شده و با این نوپایی ، سازو کارهایی که جامعه ( یا کل ) را با افراد ( یا جزء) ترکیب می کنند تحت تاثیر قرار می گیرد . زمان جهانی شدن یک زمان باز است . زمان تاریخ و زمان پیچیدگی است . زمانی است که مدام در جریان است اما این جریان همیشه یک جور نیست و گام های آن از خارج القاء نمی شوند بلکه به خودمان وبه نیروی ابتکار افرادمتکی است و ساختارجامعه از آن حمایت می کند .

                 به خاطر موارد فوق زمان جهانی شدن ، یک زمان مطلق نیست بلکه یک زمان برگشت ناپذیر است . این زمان زمان فرصت ها و رقابت هاست . زمان آزادی و مسئولیت ، زمان هوشمندی و به هم پیوستگی است . زمان دراختیار بودن فرصت های کوتاه برای افراد و وجود رقابت های تازه جهت اقدامات سیاسی و توسعه اجتماعی است .

    جهانی شدن و دانش

     افزایش پیچیدگی بوجودآمده توسط ساز و کارهای مختلف جهانی شدن در فضاهای سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی در آغاز مقتضیات بیشتری برای دانش و تقاضاهای زیادتری برای توسعه افراد و قابلیت های آموزشی فراهم می آورد . تصور جامعه آگاهی که در میان تعداد زیادی از تحصیلکردگان شایع بود ، با جهانی شدن دست به دست گردیده و فرآگیر شد .

    در دو دهه گذشته افزایش روابط میان دانش و و جامعه به صورت های مختلف آشکار گردیده است .قبل از هر چیز به دلیل پیشرفت فن آوری ها ، نفوذ دانش در اقتصاد افزون گردید .این موضوع در حقایق و ارقام زیر انعکاس یافته است :

    نرم افزار به عنوان محصول اندیشه انسانی عنصری است که بیش ترین ارزش افزوده را برای تجارت بین المللی ایجاد کرده است . بیش از نصف تولید ناخالص داخلی کشورهای بزرگ عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه به تولید و توزیع دانش متکی است . در ایالات متحده امریکا در دهه 90 بخش تکنولوژی پیشرفته که اغلب دانش محور است چهار برابر بیش از تکنولوژی به مفهوم عام ، رشد کرده در حالی که در دهه 80 تنها دو برابر آن رشد داشت .

    سرمایه گذاری در فن آوری های ارتباطات و اطلاعات در سال 1998 معادل 50 درصد مجموع سرمایه گذاری ها در ایالات متحده بود . در حالی که در سال 1997 تنها 7 درصد آن را شامل می گردید .

    در سال های 1996-1976 تولیدات به فن آوری متوسط تا پیشرفته بترتیب از 33 درصد تجارت بین المللی به 54 درصد آن رسید در حالی که درهمان زمان تولیدمحصولات ساده وآن ها که از استخراج مواد خام حاصل می گردند از 45 درصد کل تجارت بین المللی به 24 درصد کاهش یافت

    دوما“ از آنجا که دانش کاربردی تاثیرات مهمی بر واقعیت های اقتصادی و اجتماعی بر جا گذاشته ، مدیریت مورد ارزیابی مجدد قرا رگرفته است . گسترش تصور مدیریت به عنوان بکارگیری منظم و سازمان یافته دانش توسط خود دانش که بوسیله پیتر دروکر[3] معرفی شده . دقیقا “ با بخش برتر ، بخش عمومی و یا همان بخش سوم یا بخش اجتماعی ارتباط دارد .

    انگیزه هایی که برای بالا بردن کیفیت مدیریت سازمان وجود دارد ،این دیدگاه را به عنوان شیوه ای در مشارکت دانش در تولید ، خدمات و افزایش ارزش آن ها بکار گرفته است . بدون در نظر گرفتن اهمیت جنبه های اجتماعی و اقتصادی تمایز قائل شدن میان دانش نرم افزاری و دانشی که فن آوری پیشرفته به آن متکی است ،مبهم می باشد . چگونگی تاثیر دانش بر سازمان ها و ارزیابی مجدد مدیریت و عملکرد اجتماعی آن در این تصور جدید یعنی  ”مدیریت دانش ”و کاربرد عملی آن نهفته است . این نوع از مدیریت در نظام بخشی و بهینه سازی تمامی فرآیند هایی که از طریق آن ها یک سازمان  دانش  راتولید ، ذخیره و  تقسیم می نمایدو یا آن را انتقال داده و اداره می نماید بکار گرفته می شود. از این منظر شرکت ها ، سازمان های غیر دولتی ، مدارس . بیمارستان ها و یا حکومت ها به منزله سازمان هایی هستند که ارزش اساسی  در نزد آن ها ، دانسته ها وآگاهی از نحوه عملشان است .

    سوما“ انتظارات از  سیستم R + D + I     ( تحقیق + توسعه + خلاقیت ) افزایش یافته و طی سالیان گذشته در کشورهای سازمان همکاری اقتصادی و توسعه سرمایه گذاری ها به سمت سطوح بالاتر تغییر جهت داده و صنایع در تحقیقات کاربردی مصمم تر شده اند . اخیرا“ مدل علم فن آوری خلاقیت  به عنوان یکی از ثمرات اصلی رشد و کلید اصلی گذر از جامعه صنعتی به جامعه آگاهی شناخته شده است .

    و بالاخره  ”تقاضا برای تعلیم و تربیت” و ”آموزش در تمام دوره های زندگی ” به عنوان  پیش نیازهای جامعه یاد گیرنده ، گسترش یافته اند واز  وقتی جنبه کاربردی به خود گرفته اند حساسیت بیش تری را برای حکومت ها ایجاد نموده اند .

    همه این ها نشان دهنده یک فرآیند سریع الرشدی است که .به نظر می رسد یک انقلاب جدید در زمان ما بوجود آورده است : یعنی همان انقلاب دانش . انقلاب تکنولوژیکی همواره با توانایی نفوذ در تمامی فعالیت های غالب انسانی مشخص بوده است .اما در این مقطع تاریخی فرصت برای دانش پایه ، دانش تکولوژیکی و نوآوری به منظور گسترش و تاثیر گذاری بر کل نظام اقتصادی و زندگی اجتماعی به حد اعلی رسیده است زیرا این انقلاب نه تنها محتوای دانش و اطلاعات را تغییر داده بلکه بخصوص خط سیر ابزار گسترش آن ها را نیز تحت تاثیر قرارداده است .

    جهانی شدن و سیاست های آموزش و پرورش

    مقطع زمانی جهانی شدن ( که در آخرین تحلیل ، زمان تاریخ و زمان پیچیدگی لقب گرفت )یک زمان باز است و آنچه را رویاروی ما قرار می دهد مستقل از آنچه ما باید به آن صورت دهیم نمی باشد . این بدان معنا نیست که سیاست های آموزش و پرورش نباید به میزان فرصت های جدا از اقدام جمعی کار داشته باشد . هر چه این سیاست ها محکم تر و استوارتر باشند ، احتمال زیادتری وچود دارد که تطابق شایسته ای میان معیارهای مربوط به دیدگاه های کوتاه مدت و دیدگاه های درازمدت که ذاتی آموزش و پرورش هستند حاصل گردد . علاوه بر این یک مبنای درونی استوار برای آموزش و پرورش مباحثات معقولی فراهم می سازد که انطباق و ارتباط این دیدگاه را تسهیل نموده و زمینه های مساعدی برای پشتیبانی های قابل اجرا از جامعه فراهم می نمایند سؤالی که مطرح است این است که چه نوع دانش است که بایستی مبنای توسعه سیاست های آموزش و پرورش قرار گیرد ؟ در سال های اخیر تمایل براین بوده که دانش را در جهار طبقه دسته بندی نمایند . برخی از این طبقات عمیقا“ از تقسیم بندی ارسطو اتخاذ شده اند:

    دانش چه ؟ [4] :به معرفت حقایق اشاره داشته و با اطلاعات مترادف می باشد .

    دانش چرا؟[5] : دانش تبیین ناشی از اصول و قوانین و نظریات  را شامل شده و کاربردهای آن از طریق تاریخ تمدن ، سبب توسعه تکنولوژیکی گردیده است . این نوع از دانش نظریه ای و غالبا“ معتبر ،با تصور ارسطو از معرفت مطابقت دارد .

    دانش چگونه ؟[6] : نوعی از دانش روش شناسی است که با مهارت و قابلیت های برعهده گرفتن یک وظیفه توام گردیده و گاه وبیگاه به عنوان دانش کاربردی مطرح شده است . اما این فقط یک دانش کاربردی نیست چرا که ریشه های آن اغلب به طور ضمنی با تجربه ارتباط دارد نه به طور آشکار . دانش اخیر با مفهوم تکنیک در نظر ارسطو منطبق است .

    nانش چه کسی ؟[7]یک شیوه اطلاعاتی است که مربوط می شود به روشی که دانش به روش های مختلف توزیع شده است . این روش بیانگر چگونگی در اختیار گیری دانش توسط افراد و سازمان ها و روشنگر اهمیت کسب سرمایه در فرآیندهای مدیریت دانش است .

    با وجود ارزش آنچنانی دانستن ، گاه سعی می شود الگویی از روابط، مشابه آنچه در علوم طبیعی  میان دانش پایه و کاربردهای تکنولوژیکی آن وجود دارد ،در مورد تصور سیاست های آموزشی نیز در نظر گرفته شود . نه تنها به خاطر عدم ثبات نسبی بنیان های نظریه ای ، بلکه به دلیل مشکلات انزوای جنبه های مختلف ،پدیده های آموزش و پرورش حالت نامتناسبی دارند . مثلا“ اعتبار راهبرد شناختی به پدیده هایی که در مدرسه آموخته می شوند با فرض “ همه چیز های دیگر یکسان می باشند “ [8]که حیاتی و ساختگی است ، تعیین می گردد . این فرض درنظر می گیرد که  تاثیر حضور همه اجزاء یادگیری یعنی عوامل عاطفی ، عوامل ارتباط ، و متغیر های مفهومی یکسان است .

    بنابر این دانشی که به عنوان پشتیبان در تنظیم سیاست های آموزش و پرورش به خدمت گرفته می شود بایستی حاصل ترکیب نافذ  جهار شیوه دانستنی باشد که فوقا“ به آن ها اشاره شد .ضمن این که  نفوذ جگونه ؟ و چه کس ؟ در این زمینه زیادتر است . چگونه ؟ در واقع دانش آن  دسته ازسیاست های آموزش و پرورش است که در یک زمینه بخصوص عمل می نمایند و چه کس ؟ همان افراد و گروه ها هستند که دریافت کنندگان دانش متخصصان مربوط می باشند . یک حرکت سازمانی مهم برای تشخیص و اشاعه بهترین اقدامات می رساند که باید دانش چگونه ؟در تنظیم سیاست ها مورد ارزیابی مجدد قرار گیرد .

    اتخاذ راهبرهای نظام مند

     شناخت ارزش و اهمیت راهبر های نظام مند در چرخه روابط علی این امکان را فراهم می سازند تا چیزی فراتر از نتایج مستقیم اقدامات را مورد توجه قرار داده و با دید بازتری به موضوع بنگریم . به هر صورت احتمالا“ عمومی ترین شکل اتخاذ راهبرد نظام مند توجه به روابط خواهد بود که در حقیقت ارتباط بین اعضایی است که در ابتدا توسط دیگران تحت تاثیر قرار گرفته اند . این امر به ارزیابی مجد د ساختار هدایت می گردد . یعنی ارزیابی روابطی که سیستم مورد بررسی با ساختار خود و با آنجه رفتار و توسعه آن را تحت تاثیر قرار می دهد ، برقرار می سازد . همان طور که تدسکو[9] خاطر نشان ساخته ، تشخیص ماهیت نظام مند آموزش و پرورش و سیاست ها و راهبردهای اصلاحی آن به این معنا نیست که باید همه چیز همزمان دگرگون شود . به عبارت دیگر این بدان معناست که در یک مقطع بخصوص لازم است ثمرات تغییر یک عنصر ویژه از عوامل موجود را پذیرفت .

    در جایی که عمده متغیر ها دریک سیستم پیچیده همزمان عمل نموده اند ، نتیجه نهایی غیر قابل کنترل و غیر قابل پیش بینی است . اعتماد بیش از حد به قدرت دلیل و برهان مهندسان اجتماعی را به صرف نظر کردن از این واقعیت هدایت نموده که هر چه تغییرات مورد نیاز در زندگی اجتماعی و سیاسی  وسیع تر باشند ، احتمال زیادتری وجود دارد که نتوان نتایجی را  که کنترلشان دشوار و یا غیر ممکن است  پیش بینی نمود .   امکان دارد این  نتایج پیش بینی نشده موقعیت هایی ایجاد نمایند که واقعیت اجتماعی را از اهداف و آرمان هایی که توسط این تغییرات هدایت می شوند ، دور سازد . در مقابل ، عقایدی که مبتنی بر اصلاحات تدریجی است به عنوان روش مهندسی اجتماعی جزء به جزء توانسته که اهداف اصلاحی بخشی را تعریف نموده و طرح های اجرایی مناسبی برای آن ها ارایه نماید تا خطاهایی صورت گیرد .آنگاه با مقایسه نتایج واقعی و نتایج پیش بینی شده ، اصلاحات لازم به عمل آید .

    برنامه های آزمایشی به عنوان یک اصل

    فرآیند توسعه سیاست های آموزش و پرورش را می توان در سه اصل  یا سه مرحله متوالی خلاصه نمود : توسعه نظری  .آزمایش ،  وتعمیم  . در هر صورت از نظر زمان بندی یک تناقض وجود دارد و آن این است که : فوریت زمان سیاسی معمولا“ با احتیاطی که برای دقت علمی لازم می شود در تصادم قرار می گیرند . نمی توان پنداشت که این سه مرحله ی منسوب به لگراند [10] بتوانند در یک زنجیره خطی از رویدادها با هم اختلاط پیدا کنند . بلکه آن ها بیش تر به عنوان مراحل متوالی مطرح هستند که چرخه های کامل مارپیچی را تعریف می نمایند . این وضوح به خاطر آن است که توسعه نظریه ای بندرت مدل کاملی را فراهم می نماید که به لحاظ آزمایشی  در همه زمینه ها معتبر باشد و اغلب بر بکارگیری اولین نسخه از مدل آزمایشی تاکید می ورزد . هر چند این مدل بخوبی تعریف نشده باشد

    یک الگوی توسعه خوب آن است که حتی الامکان یک ناحیه جغرافیایی کوچک را  به منظور اجرای مدل نظریه ای برگزیده و مدل را در این ناحیه پیاده کنیم و سپس با پژوهش در این فرآیند  و ارزیابی نتایج حاصله ، طرح مقدماتی اصلاح شده و بدون اشتباه را ترویج نماییم . بدین ترتیب است که مراحل تجربی بعدی در ناحیه آزمایشی گفته شده با اهداف اصلاح شده تر و بلند پروازانه تر آغاز می گردد و پیامدهای آن برای سیستم به عنوان یک کلی به تاخیر می افتد . تکرار چرخه  بصورت کوتاه شده این امکان را فراهم خواهد ساخت تا ضمن صرفه جویی در وقت در وقت ، آزمایش و  فرآیندهای اصلاحی مورد اشاعه را بدون اختلاط آن هابا یکدیگر ، به موازات هم انجام دهیم .فرمول فوق ضمن دستیابی به یک راه حل که میان تقاضاهای سیاسی و زمان بندی علمی هماهنگی ایجاد می کند ، حرکت افقی ( بین افراد ، مؤسسات و مراکز آموزشی درگیر ) دانش کارشناسانه ای که بوسیله آزمایش بوجود آمده را آسان نموده و امکان بهرمندی کامل از ثمرات این سبک شبکه ای را فراهم می نماید .

    تعلیم و تربیت آزمایشی همانند همه فرآیند های تغییر سازمانی ، نوعی آموزش جمعی است که در آن در به موازات  دانش نظریه ای ، دانش عملی نیز عامل بسیار مهم موفقیت یا شکست فرآیند تغییر می باشد . تجربه اندوخته شده در سایر بخش هایی که دانش را مدیریت می نمایند ، اهمیت وکارایی این همکاری را در موقعیتی که این همکاری یک طریق انتقال دانش کارشناسانه میان افراد و سازمان ها و یک روش ترویج نوآوری ها از طریق تبادل دانش تکمیلی است روشن ساخته است .

    تعریف سازو کارهای مناسب  ارزیابی همراه با هر سیاست

    رفتار هوشمندانه با توانایی تصحیح خطا ها مشخص می گردد تا بتوان از تجربه آموخت و از آن هایی که سازو کارها را در جهت سازگاری توسعه می دهند تا موقعیت هارا بانشاط سازند .تصورات تازه از سازمان ها موجب تضمین فرآیندهای اصلاحی می گردد که چرخه هایی از یادگیری سازمانی را با خود دارند . محال است که بتوان بدون تصحیح منظم خطاها ، اصلاح شد  . به عنوان یک قانون کلی معتبر باید گفت که هر چه ساختارها پیچیده تر باشند رفتارهای هوشمندانه ضروری ترند . وقتی روند ها مد نظر قرار دارند آماده سازی آینده به معنی کنار گذاشتن اصول امروز برای بهبودی فرداست . در نظام تعریف شده بوسیله جهانی شدن نیاز به سازو کارهایی احساس می شود که سیستم های کیفیت بخشی به آموزش و پرورش را به صورت دوره ای مورد ارزیابی قرار دهد . این سازو کار ها باید یک پایه اصلاحی داشته باشند .

    توسعه نظم بندی سیاست های آموزش و پرورش

    یک خط مشی اصولی  برای تصور و توسعه سیاست های آموزش و پرورش نیازمند واحدهای اداری است که از ثبات و تخصص کافی بهره مند باشند

    یزکل درول [11]در تحلیل دانش هایی که برای توسعه بهینه سیاست های عمومی مورد نیاز است ، بر طیف وسیعی از ترکیبات معقول تاکید می ورزد از جمله :

    آزمایش ثبات ارزش ها و اهداف - تحت کنترل درآوردن هوش -  . پیش بینی نتایج احتمالی توسعه اقدامات گوناگون - مقایسه سود وزیان –معیارهایی برای درجات خوب و عالی – پایه ریزی سیستم های پس خوراند- برنامه ریزی عملکردهای سیستمی

    این جند وظیفه مهم ،پیچیدگی اداره سیاست های دانش محور را می رسانند .اقدامات لازم برای پی گیری سیاست های آموزش و پرورش   و تاثیر آن بر حقایق اجتماعی جهت انجام حداکثر آزمایشات ، و آموزش کشف به موقع خطاها و موقعیت ها نیز از دلایل دیگر این پیچیدگی هستند. در صورتی که جهانی شدن نیازمند سیستم هایی باشد که پویایی بیشتری در تشخیص و حل مسایل از خود نشان دهند ، توجه زیادتر به رویدادها و علل آن ها و توانایی های پیشرفته برای پاسخ گویی به این رویدادها و تنظیم واحدهای اداری که در طراحی و پیگیری سیاست های آموزش و پرورش تخصص یافته اند از جمله رهنمودهای کلیدی در این برهه از زمان می باشند .

    لازم است ساختار اداری درخوری ایجاد شود که مشتمل بر مراکز چند بخشی  برای تفهیم و مدیریت سیاست ها بوده و از قدرت اجرایی مناسب جهت جمع آوری ، سازماندهی ، فرآوری و انتقال و توزیع دانش موجود برخوردار باشد  یا اینکه بتواند دانش جدیدی  تولید کند که در موقع لزوم قابل انتقال بین اشخاص ، واحدها و مؤسساتی باشد که در ارتباط با وظیفه ای هستند که در هرمرحله مورد نیاز است . در این زمینه نتایج ناشی از اقتصاد مقیاس ایجاد شده توسط مجموع این مراکز که هر کدام در زمینه خاصی تخصص دارندو فواید  مربوط به شناخت روند ها یا مقایسه دیدگاه های فراملی و این واقعیت که این مراکز نواحی مناسبی برای توسعه و کانالیزه کردن همکاری های حمایت شده هستند ، آن ها را به ابزارهای اساسی رویارویی با رقابت های آموزشی ناشی از جهانی شدن تبدیل می کند .

    آموزش و پرورش به عنوان یک تعهد بین المللی

    در نظم نوین جهانی ، اتوپیای کهن نیروی رهایی بخش آموزش و پرورش هنوز هم قدرتمند است و دانش ،قدرت خود را به عنوان ابزار اصلی جهت پیروی از این عقیده حفظ نموده است .امروزه بیش از هر زمان دیگری دانش پشتیبان و ضامن اصلی توسعه انسانی است .

    همان گونه که بانک جهانی عنوان نموده براساس شواهد تجربی در کشورهای در حال توسعه آموزش و پرورش موجب رشد خلاقیت و پیشرفت در بخش کشاورزی شده است . در این کشورها تحصیل کرده ترین کشاورزان مولدترین آن ها هستند و امکان بهره مندی آنان از منافع فن آوری های جدید نیز زیادتر است . آموزش و پرورش، قابلیت تعدیل نوسان  قیمت ها را فراهم نموده و یا صعود و نزول سرمایه گذاری و و چرخه های اقتصادی را متعادل ساخته است . زیرا افراد با سطح بالاتر تعلیم و تربیت ، توان مندی بالاتری برای اجرای سازوکارهای منطبق با شرایط محیط دارند . آموزش و پرورش بهره گیری از منابع جدید برای تغذیه و سلامت و آموزش تنظیم خانواده را ارتقاء بخشیده است . در این رابطه سطح تحصیلات والدین بویژه مادران مهم به نظر می رسد . بچه هایی که والدین آن ها از سطح تحصیلات بالاتری برخوردارند ، صرف نظر از سطح درآمد خانوار ، از استانداردهای تغذیه و سلامت بالاتری برخوردارند . همچنین آموزش و پرورش در انتقال ارزش ها میان نسل ها نقش ایفا می نماید . زیرا  سطح تحصیلات بخشی از میراث فرهنگی است که والدین به فرزندان خود منتقل می سازند . : واقعی ترین متغیر که  پیش بینی کننده  میزان بهره مندی بچه ها از مدرسه است، سطح تحصیلات والدین می باشد .

    نشست داکار [12] مقوله هایی  به جهانیان نشان داد که در آن ها وضعیت آموزش و پرورش جهانی نابسامان است :  بیش از 113 میلیون نفر از بچه ها از امکانات تحصیلات ابتدایی محرومند و بیش از 88 میلیون نفر از بزرگسالان بی سواد می باشند . جهانی شدن به ما کمک می کند به این مساله پی ببریم اما ضمن آن ،راه حل هایی نیز در اختیار می گذارد .   فوریت جامعه دانشی ،حکومت ها و سازمان های بین المللی را به این باور می رساند که دانش کلید توسعه عادلانه در درازمدت است و نسل هایی که دانش به آن ها انتقال می یابد در قلب برنامه های همکاری قرار گیرند.

    به عبارت دیگر جهانی شدن تکنولوژیکی که ناشی از تاثیر مضاعف نوآوری و ساز وکارهای بازار است ، موجب کاهش هزینه های تولید کالا و کاهش قیمت تجهیزات و توسعه تصاعدی فن آوری های جدید می گرددو فرصت هایی بوجود می آورد که می تواند  ضعف های آموزش و پرورش  را جبران نماید .

    امکانات آموزش از دور که بخاطر پیشرفت اینترنت و ارتباطات دوربرد بوجود آمده و قابلیت مصرف مجدد مواد آموزشی از طریق سایت های اینترنتی ، این امید را تقویت می نماید که جهانی شدنی که به توسعه حساس است این امکان را فراهم  آورد ه که نقیصه های دانش بومی از نظر دانش پایه در عمر یک نسل بطور اصولی اصلاح گردند .

    در دنیایی که به منظور رسیدن به توسعه متعادل . رقابت های جهانی برای دانش اندوزی وجود دارد ، مؤسسات بین المللی بایستی نقش مهم در کسب منابع ، در تلاش و همکاری بنیادی و موثر کشورها  و در مدیریت سرمایه دانش بر عهده گیرند .  علاوه بر این شتاب در دوره تاریخی که با جهانی شدن پیش آمده یک رقابت اساسی برای مؤسساتی است که ماموریت اصلی آن ها کاهش شکاف آموزشی بین کشورهای فقیر و غنی است . تنها از طریق رویه های پویا و اقدامات کارآمد است که این شکاف می تواند کاهش یابد .

     بدون غفلت از ارزش این اقدامات چند جانبه است که کشورهای پیشرفته  می توانند در مسیر توسعه ار طریق آموزش و پرورش ،هماهنگی زیادتری داشته باشند . قراردادهای یک کشور فقیر و یک کشور غنی در بهبود آموزش و پرورش مشتمل بر وظایفی است که مسلما“ فوایدی در پی دارد .  به همان گونه که هماهنگی میان منابع و سرمایه گذاری های سازمان های خصوصی و بخش عمومی اهمیت دارد ، منطقی است که حتی الامکان در آینده این هماهنگی میان آموزش و پرورش ملی و اولویت های مربوط به همکاری های بین المللی هم ایجاد شود . این دیدگاه باز ما را یاری می دهد تا  در این زمینه، برخی از اقدامات اصلاحی و یا اقداماتی که در کشورهای غنی مورد تقاضاست را تنظیم نموده و توافقات گسترده میان دولت ها و کارگزاران اجتماعی را تسهیل نماییم  تا اینکه همزمان ،کارآیی و ثبات را برای کارآمد ساختن توافقات بین المللی روی آموزش و پرورش  افزایش دهیم . توافقی که لازمه انسانی ساختن جهانی شدن است .

     



    [1] . Francisco  Lopez  Ruperez

    [2]  . Ilya Prigogine

    [3] .Peter F . Drucker

    [4] .The knowing-what

    [5] . The knowing-why

    [6] .  The knowing- how

    [7]  . The knowing -who

    [8]  . All else being equall

    [9]  . Tedesco

    [10]  . Legrand

    [11]  . Yehezkel Dror

    [12]  . The Dakar Meeting

    دورنمای قاچاق در جهان

    دور نمای قاچاق در جهان

    ( یک بررسی تحلیلی با استفاده از مدل معادله­ی ساختاری[1])

    نویسندگان :

    آندریاس بوهن [2]   و محمد رضا فرزانگان

    ترجمه: دکتر حبیب­اله فصیحی

    منتشر شده در نشریه اقتصاد پنهان شماره 11 بمن و اسفند 88 صص 42-35

    چکیده

         گرچه در سال­های اخیر علل و پیامدهای قاچاق مورد توجه محافل مختلف به ویژه دانشگاهیان و سیاست­گذاران بوده اما تا کنون اغلب مطالعات مربوط به قاچاق ، تنها به جنبه­های نظری موضوع پرداخته و تنها تعداد اندکی به مطالعات تجربی در حوزه­ی این پدیده­ی پیچیده مربوط بوده­اند . این مقاله برای اولین بار با استفاده از یک مدل چند شاخصی و چند عاملی ، برآوردهایی  حاصل می­کند تا  گستره­ی قاچاق در 55 کشور جهان را  در سال­های دهه­ی 90 نشان دهد . در مطالعه­ی تهدید قاچاق به عنوان یک متغیر پنهان  که به طور مستقیم به علل و پیامدهای متضمن آن ارتباط دارد ،  در این پژوهش یک شاخص رتبه­ای در نظر گرفته شده  و55 کشور فوق بر اساس آن رتبه­بندی شده­اند .

    واژه­های کلیدی :

    قاچاق ، تجارت غیر قانونی ، اظهار نادرست صورت­حساب،بار مالیاتی ،سامان­دهی، فساد ، مدل­های میمیک[3]

    1-مقدمه

    قاچاق حقیقتی است که در تمامی جوامع درسراسر کره­ی زمین وجود دارد . قاچاق ماهیتا فعالیت­هایی را دربرمی­گیرد که با نادیده گرفتن قوانین از طریق حمل کالا در داخل یا بین دو کشور ،درآمد کسب می­کنند . قاچاقچیان با روی­گردانی از کنترل دولت­ها ، قوانین و هزینه­های مربوط، به کسب درآمد می­پردازند . تجارت غیرقانونی سهم بزرگی از تجارت خارجی بسیاری از کشورهای در حال توسعه را شامل می­گردد . بستر اصلی تجارت غیر قانونی ، قیمت­گذاری غیر معمول صادرات و واردات و ارائه صورت­حساب­های نادرست در این زمینه است .

    گردآوری آمار واقعی از قاچاق به دلایل مختلف برای پژوهش­گران ، دولت­مردان و موسسات مالی بین­المللی اهمیت دارد : اول این که اظهار نادرست صورت­حساب­ها و قیمت­گذاری غیر معمول در معاملات بین­المللی ممکن است از مالیات و تعرفه­ی بالا ، حقوق گمرکی زیاد ، تقلب ، فرار سرمایه ، تفاوت قیمت در بازار سیاه ارز ، پول­شویی  و یا حتی تروریسم مالی ناشی شده باشد. دوم این که شناسایی حاشیه سود در تجارت و قاچاق تولیدات، بسیار حیاتی است زیرا فرار سرمایه که گزافه­گویی در اعلام واردات و کم­اظهاری در اعلام صادرات را به دنبال دارد ، پایه­های مالیاتی یک کشور را سست کرده و به افزایش کسر موازنه منجر می­شود . فرآیند اکتساب این عواید غیرقانونی و انتقال آن­ها به خارج از کشور یا پول­شویی آن­ها در بازار داخلی ،اغلب رشوه­گیری  و دیگر اشکال فساد را به همراه دارد .موارد ذکر شده تنها گوشه­ای از طیف گسترده­ی جرایم مربوط به اقتصاد زیرزمینی هستند که آثار منفی در جامعه  برجا می­گذارند .

                   بخش عمده­ی ادبیات قاچاق، به بیان جنبه­های نظری اثرات قاچاق بر روی رفاه اجتماعی مربوطند و مطالعات تجربی محدودی در این باب صورت گرفته است . این مطالعات اغلب یک نمایانگر را برای سنجش  میزان قاچاق به خدمت می­گیرند . روشن است که برای ترسیم تصویر جامعی از این پدیده­ی پیچیده و فراهم آوردن امکان تخمین معنادار و قابل مقایسه از قاچاق در کشورهای مختلف نیازمند رویکردی مولفه وار[4] هستیم . خصوصیت مطالعه­ی اخیر این است که با طراحی مدلی، مجموعه­ای از متغیرهای علی و چندگانه­ی نمایانگر قاچاق را توامان مورد استفاده قرار داده است . هدف مطاله­ی اخیر این است که علل و نشانه­های اصلی قاچاق را مشخص نموده و با کمک یک شاخص رتبه­ای  مورد تحلیل قرار دهیم.

         درقسمت بعدی مقاله ملاحظات نظری و تجربی فعالیت­های قاچاق و چگونگی انعکاس آن­ها در متغیرهای قابل مشاهده مطرح شده اند . قسمت سوم به روش­شناسی تحقیق می­پردازد. در قسمت چهارم دیاگرام مسیر مفروض ترسیم و نتایج حاصل از آن روشن گردیده­اند و بالاخره بخش پایانی نتایج تحقیق را بیان می­دارد .

    2-برخی ملاحظات نظری و تجربی

    2-1-علل قاچاق

    2-1-1--موانع تعرفه­ای:بازرگانان معمولا وقتی با موانع یا مالیات­های بالای تجارت روبرو می­شوند ، چاره را در انتخاب مسیر غیر قانونی آن یعنی قاچاق و یا اعلام نادرست صورت­حساب­های صادرات و واردات می­یابند .بخش بزرگی از ادبیات نظری و تجربی قاچاق گواه آن است که مالیات و محدودیت­، به قاچاق ،­ کم­اظهاری، رانت­خواری و دیگر اشکال فعالیت­های غیر مولد می­انجامد . فیللکتیس[5]در تحقیقی  که در سال 1992در کشور شیلی انجام داده، نشان داد که این متغیرها واجد تاثیرات مثبتی بر انگیزش افراد در انجام فعالیت قاچاق است . همچنین اسکویی[6] وگوسوامی[7]  در مطالعاتی که در سال 2003 در 70 کشور در حال توسعه انجام داده­اند، نرخ تعرفه را به عنوان نمایانگر قاچاق مورد استفاده قرار داده­اند . از این گذشته ، این­گونه ازموانع تجاری منجر به تفاوت میان قیمت­ها­ی بازارهای بین­المللی و داخلی گردیده که آثار آن در کالاهای وارداتی نمایان شده و محرکی برای واردات غیرقانونی و تعرفه­گریز می­گردد . هرگاه کشوری با چنین موانع بازدارنده روبه­رو شود، قیمت­های داخلی در آن متفاوت از قیمت­های بازارهای جهانی شده و انگیزه­ی قاچاق تقویت می­گردد .

                       برای نشان دادن تاثیرات ناشی از آزادسازی تجارت خارجی در چند کشور، شاخصی به نام شاخص جهانی شدن موسسه­ی اقتصادی کف سوئیس[8] مورد استفاده قرار گرفته است. شاخص یاد شده دامنه­ای بین صفر تا 100 دارد . هرچه مقدار به­دست آمده زیادتر باشد ، کشور وضعیت بهتری  را از نظر تجارت آزاد ارائه داده و موانع بر سر تجارت در آن کم­تر است . هم­چنین انتظار می­رود که برای مثال با آزاد شدن تجارت خارجی و بازتر بودن تجارت بین­المللی میزان آزاد بودن تجارت با استفاده از شاخصی به نام شاخص آزاد بودن جدول جهانی پن[9]  اندازه­گیری شده است . میانگین بار تعرفه­ای نیز با استفاده ازشاخص واچیارگ و هورن ولچ [10] به عنوان مولفه­ای که نتایج به­دست آمده با آن کنترل می­شوند ، اندازه­گیری می­شود . انتظار داریم رابطه­ای مثبت میان بار تعرفه­ای و قاچاق وجود داشته­باشد . زیرا مقادیر زیادتری از این شاخص ، برمقادیر بالاتری از بار تعرفه­ای دلالت دارد .

    2-1-2-بی­کاری

    کاهش بی­کاری به دلیل رشد اقتصادی از یک سو قدرت خرید افراد و تقاضای موثر برای تولیدات قانونی و غیرقانونی را را تقویت نموده و درآمد متاثر از کاهش بی­کاری ممکن است با مقادیر بیش­تری از تجارت غیر قانونی نیز توام گردد . از سوی دیگر به ­خاطرتاثیرات جای­گزینی عایدات حاصل شده ، افراد بیزار از ریسک، کم­تر خود را در معرض ریسک قرارداده و تقاضاهای خود را بیش­تر به سمت اقتصاد رسمی متوجه خواهند نمود و به این جهت است که میزان تجارت غیرقانونی تنزل می­یابد .

              با افزایش بی­کاری ،مسیری خلاف جهت بالا طی می­شود . تحت تاثیر اثرات جای­گزینی ، افراد بی­کار به دلیل  نبود درآمد در پی جست­وجوی فرصت­هایی در اقتصاد غیر رسمی  از جمله قاچاق خواهند بود . نبود درآمدممکن است منجر به کاهش تقاضا در اقتصاد غیر رسمی شود . هم­چنین تاثیرات ناشی از درآمد  در شرایط مساوی ،به کاهش قاچاق می­انجامد. روی هم رفته نتیجه­ی نهایی به اندازه­ی نسبی درآمد و اثرات جای­گزینی بستگی خواهد داشت .

    2-1-3-فساد و تامین قضایی

              قاچاق به­طور مستقیم با دیگر انواع جرایم  مثل فرار از مالیات و عوارض گمرکی ،ارتشاء ، فساد اداری  و پول­شویی ارتباط می­یابد . احتمال گرفتار شدن و مجازات گردیدن به­وسیله­ی قوانینی که توسط یک سیستم قضایی کارآمد پشتیبانی می­شوند تا حدود زیادی به تامین قضایی کشورها بستگی دارد . سیستم قضایی و تامینی نیرومند عامل محدودکننده مهمی است که سودآوری قاچاق را کاهش می­دهد . چراکه قاچاقچیان سعی دارند بهره­ی خود از عمل قاچاق را به حداکثر برسانند و بنابراین با در نظر داشتن تفاوت میان عواید مورد انتظار  و هزینه­های مورد انتظار که البته یکی از آن­ها جریمه­های مربوط به تجارت غیرقانونی است ، به کار قاچاق دست می­زنند . بدیهی است هرچه هزینه­های مورد انتظار زیادتر و عواید خالص حاصله کم­تر باشد ،قاچاق کم­تر سودآور خواهد بود . تمام اطلاعات مورد نیاز در باره­ی نرخ جریمه  و از آن جمله آن­چه برای تحلیل مقایسه­ای از 55 کشور مورد نظر احتیاج است، در اختیار نمی ­باشند.مرتبط­ترین مولفه به­کارگیری شاخص تامین قضایی[11]از میان نمایانگرهای دولتی جهانی[12]  است .دامنه­ی شاخص اخیر بین 5/2- تا 5/2 تغییر می­کند و مقدار بالاتر در آن معرف پلیس و سیستم قضایی قوی­تر است .

              در این پژوهش شاخص فساد از شاخص آزادی اقتصادی بنیان­های موروثی [13] انتخاب شده و به کمک آن رابطه­ی میان فساد و قاچاق در یک کشور مورد سنجش قرار گرفته است . به منظور کنترل مطمئن فساد اندازه­گیری شده، باز هم از نمایانگرهای دولتی جهانی کمک گرفته شده است .  درهر دوی این شاخص­ها، مقدار بالاتر سطح فساد پایین­تر را می­رسانند. به همین دلیل از این پس به هر کدام از این دو به عنوان شاخص نبود فساد استناد نموده و انتظار داریم که رابطه­ای منفی میان قاچاق و نبود فساد وجود داشته باشد .

    2-2 شاخص­های قاچاق

    2-2-1-تفاوت قیمت در بازار سیاه[14]

    یکی از پیامدهای مهم کنترل دقیق بازار ارز و محدودسازی تجارت آزاد ،شکاف فزاینده میان نرخ ارز رسمی و موازی است . این شکاف ، محرک بسیار جذابی برای بازرگانان است تا در صورت­حساب­ها، صادرات را کم­تر از میزان واقعی اظهار نمایند . درآمدهای ثبت نشده ناشی از این کار پس از آن در بازار سیاه ارز عرضه می­گردند . علاوه بر این ، واردکنندگان، نرخ­های تعرفه و تفاوت قیمت در بازار سیاه ارز را مورد مقایسه  قرار داده و اگر دریابند که تفاوت قیمت بر نرخ تعرفه فزونی دارد، در بیان و صورت کردن آمار واردات گزافه­گویی می­کنند .این کار واردکنندگان را قادر می­سازد تا مازاد ارزی را در بازار رسمی تحصیل نموده وآن را در بازار سیاه  به قیمت بالاتری به فروش برسانند.  رابطه­ی میان تعرفه­ها و تفاوت قیمت در بازار سیاه به طرز گسترده­ای توسط بیسواس[15] و مارجیت[16] در سال 2002 و نیز توسط مارجیت و همکاران وی در سال 2000 مورد تحلیل قرار گرفته است . به علاوه اسکویی و گسوامی در سال 2003 ، تاثیرات مثبت قاچاق در واردات را بر تفاوت قیمت در بازار سیاه بررسی نموده­اند . انتظار این است که افزایش فزاینده­ی کم­اظهاری واردات و صادرات ،موجب افزایش تفاوت قیمت در بازار سیاه ارز گردد .

    2-2-2-درآمدهای مالیاتی

    درآمدهای مالیاتی، در اغلب کشورها ، به­جز کشورهای ثروتمندی که از منابع طبیعی غنی برخوردارند ، منبع اصلی درآمد دولت­ را تشکیل می­دهد . منابع مختلفی که دولت­ها از آن­ها مالیات می­گیرند به میزان زیادی به سیاست مالیاتی و ساختار اقتصاد بستگی دارد .برای مثال در حالی که کشورهای با درآمد بالا، بیش­تر به مالیات­های مستقیم توجه دارند ( مثل مالیات بر درآمد و سود) ، کشورهای کم­درآمد بر مالیات­های غیرمستقیم که مالیات برتجارت بین­المللی هم از جمله­ی آن­هاست تکیه می­کنند .البته تجارت آزاد و حذف موانع تعرفه­ای و غیر تعرفه­ای نیز اتکاء به مالیات های مستقیم را تقویت کرده­اند .  این امر به دلیل آن است که هزینه­های اداری و اجرایی تحصیل مالیات­های غیرمستقیم و از آن جمله مالیات بر تجارت بین­المللی کم­تر از مالیات­های مستقیم است . بنابراین است که کشورهای درحال توسعه در مقایسه با کشورهای توسعه­یافته بیش­تر براین نوع از مالیات­ها تکیه دارند . در مجموع همگرایی جهانی ضعیف کشورهای کم­درآمد به مالیات­های غیرمستقیم وابستگی زیادتری داشته و نبود قوانین بازدارنده­ی فعالیت­های غیرقانونی در تجارت خارجی،انگیزه­هایی برای تجارت غیرقانونی فراهم می­آورد . قاچاقچیان ضمن فرار از عوارض  و تعرفه­های قانونی، بار مضاعفی بر بودجه دولت­ها تحمیل می­کنند . طبیعتا فعالیت­های آن­ها توانایی دولت را( به خصوص در کشورهای درحال توسعه) برای فراهم سازی مایحتاج عمومی کاهش داده و چه بسا کسری بودجه را تشدید نماید . به این جهت انتظار می­رود رشد فزاینده­ی قاچاق منجر به کاهش درآمدهای مالیاتی دولت از تجارت خارجی گردد . در این مطالعه تاثیر قاچاق بر کل درآمدهای مالیاتی دولت­ها سنجیده شده و از این طریق برخی از اطلاعات مورد نیاز در خصوص مالیات تجارت خارجی فراهم آمده است .

    2-2-3-سرانه­ی تولید ناخالص داخلی

    سرانه­ی تولید ناخالص داخلی به عنوان یک متغیر کنترلی مورد استفاده قرار می­گیرد . از نگاه این مبحث ، جوامعی که که  بازتر و آزادتر هستند و بنابراین سطح پایین­تری از قاچاق را نشان می­دهند ، سرانه­ی تولید ناخالص داخلی بالاتری نیز دارند . گذشته از این ، قاچاقچیان از مالیات­های قانونی می­گریزند و منابع کم­یاب را در فعالیت­های غیرمولد­ی نظیر فساد و پول­شویی زایل می­سازند . این مسئله ممکن است پیامدهای ناگواری برای دولت­ها به همراه آورد که یکی از آن­ها عاجز ساختن  دولت از تامین مایحتاج عمومی است .تامین مایحتاج عمومی از طرف دولت­ها قدرت تولیدی کارخانه­ها را در اقتصاد رسمی می­افزاید .  بنابراین فعالیت­های غیرقانونی اقتصاد سایه( مثل قاچاق)  می­توانند رشد اقتصادی را منفی ­سازند . در نتیجه انتظار می­رود که میان قاچاق و سرانه­ی تولید ناخالص داخلی رابطه­ا­ی منفی وجود داشته باشد .

    تعریف تمامی متغیرها و منابع آن­ها در جدول الف-1  ضمیمه ،به طور خلاصه آورده شده­اند . در قسمت بعد به تشریح مدل معادله­ی ساختاری و کاربرد آن در اندازه­گیری قاچاق می­پردازیم .

    3- روش­ پژوهش

    یکی از محاسن مدل معادله­ی ساختاری این است که روابط میان یک یا چند متغیر پنهان را که خود را به عنوان متغیرهای آشکار نشان می­دهند ، می­آزماید .از این رو ضروری­ترین نیاز این است که این متغیرهای پنهان تقریبا به طور کامل به­وسیله­ی متغیرهای آشکار در مدل ، نمایان گردند . در مقاله­ی اخیر مولفه­ای ویژه از مدل فوق مورد استفاده قرار می­گیرد که در آن تنها یک متغیرنامشهود که همان قاچاق بوده و با نماد h نشان داده می­شود ، مورد کاوش قرار گرفته است . این شکل خاص از مدل فوق به عنوان مدل میمیک(مدل عوامل و نمایانگرهای چند گانه MIMIC)[17] معروف است . این مدل رابطه­ی میان متغیرهای مشهود و نامشهود را با به حداقل رساندن فاصله­ی بین همپراش(کواریانس)[18] ماتریس S و همپراش ماتریس () که به وسیله­ی مدل پیش­بینی شده ، توصیف می­کند .متغیرهای مشهود به دو بخش علل متغیرهای نهان و نمایانگرها تقسیم می­گردند . بنابراین حداقل فایده­ی این رویکرد آن است که همان گونه که علل چندگانه برای قاچاق را در نظر می­گیرد ، تاثیرات چندگانه­ی قاچاق را هم در نظر دارد.رویکرد مدل میمیک در اقتصاد  برای اولین بار توسط ویک[19](1983) ،فری[20] و ویک (1983) و ویک- هانمان[21](1984) مورد استفاده قرار گرفته و توسط آیگنر[22] و دیگران(1988) توسعه یافته و اکنون نیز در مطالعات اقتصاد سایه کاربرد دارد .

    مدل میمیک از دو بخش تشکیل شده است : مدل معادله­ی ساختاری و مدل اندازه­گیری. مدل معادله­ی ساختاری از این قرار است :    (معادله 1)              h = y¢x + V 

    در این معادله:

    یک عامل  (i= 1,2,…..q )  ها Xiبردار است و هر کدام از   (1× q   یک( x¢ = (X1,X2,X3,… Xq )

     از متغیر پنهان می­باشند.

    در مدل ساختاری است که روابط علی       بردار ضرایب(1×q)    یک h. y¢= (y1,y2…….yq

    میان متغیر پنهان و علل مربوطه را توصیف می­نماید . هم­چنین متغیر پنهان h  به شکل خطی از طریق مجموعه­ای از علل غیر قائم به ذات تعیین شده است .از آن­جا که این علل تنها به­صورت جزئی متغیر پنهان h را توصیف می­کنند ،نماد خطا (V)نمایانگر جزء توصیف نشده می­باشد . مدل میمیک فرض می­کند که متغیرها به عنوان انحراف از میانگین اندازه­گیری شده و جمله­ی خطا با علت­ها همبستگی ندارد . یعنی:

    E(h) = E(x) = E(V) = 0 and E(xV¢ ) = E(Vx¢ ) = 0 .

    واریانس  V  با y و Φ خلاصه شده و برابر (q×q) همپراش(کواریانس) ماتریس علل x می­باشد.

              مدل اندازه­گیری، رابطه­ی میان متغیرهای پنهان و نمایانگرهای مربوط را می­رساند .  برای مثال متغیر پنهان غیرمشهود که تحت عنوان متغیرهای مشهود بیان شده­اند با معادله­ی زیر روشن گردیده­اند ( معادله 2)

    y =  h + e

    در این جا:y¢=(y1,y2………yp)   یک   (p) بردار از چند متغیر نمایانگر می­باشد،yj,j=1,. . . ,p   وe2, . . .e p )  e1 ,و= (  در حالتی که هرej , j=1,. . . ,p   اصطلاح ناخوشایند خطاباشد،  یک (p)  بردارآشفتگی(عدم توربولانس) است .ماتریس همپراش  (p×p) آن­ها با  e داده شده است    .تک رقم    در(p×1)بردار ضریب همبستگی   تغییرات مورد انتظار زیاد نمایانگر را برای یک واحد تغییر در متغیر پنهان نشان می­دهد .

              نظیر علل در مدل میمیک ، نمایانگرها مستقیما قابل اندازه­گیری هستند  و به عنوان انحراف از میانگین بیان می­گردند .یعنی:  E(y) = E(e) = 0

    علاوه بر این فرض شده که اصطلاح خطا در مدل اندازه­گیری هیچ­گونه همبستگی با علل x  و یا متغیر پنهان h  ندارد . از این رو داریم :

    E(he¢ ) = E(e) = 0    و      E(xe¢ ) = E(ex¢ ) = 0     

    فرض آخر این است که e´s با   z همبستگی نداشته باشد  یعنی:

    E(e) = E(Ve¢ ) = 0 باشد.نمودار 3.1 ساختار مدل میمیک را نشان می­دهد.

    نمایانگرها                                                                                                     علل

    1e   _     1y                    V                                            1x

    h


    2e   _      2y                                                  2               2 x

              .                                                                                                                                                                 .

                       .                                                                                                                                                                  

                       .                                                                                                                                                                 .

                                                           p                                                                                q        

    p      _  yp                                                                                                                                                         xq                                                                                                                                                                                                         

      

    نمودار3.1  ساختار مدل میمیک

              با جا­به­جایی معادله (1) با معادله(2)  شکل کاهنده­ای از مدل رگرسیون جند متغیره  به­دست می­آیدکه در آن متغیرهای  ذاتی  , j=1, . . . p     متغیرهای پنهان مربوط به نمایانگرهای h و متغیرهای غیر ذاتی   علل آن هستند . معادله مدل عبارت است از : ( معادله 3)

    y=

    در این معادله =   ماتریسی با مرتبه ­ای برابر  1 و e + z=   می­باشد  . علامت خطای z   در معادله (3)  (p×1)   بردار ترکیبات خطی خطای برجسته V  و e از معادله ساختاری و اندازه­گیری فوق بوده و برای مثال ( ~ z  می­باشد . ماتریس همپراش(کواریانس)  به این صورت است :

    Cov(z)= E[(λV + e)(λV+ e)'] = ' +

    که مشابه  وارد شده است .

    بنابر این برآورد مدل نیازمند نرمال­ساختن عناصر بردار به اندازه­ی مقدار پیشین است . به علاوه می­توان با توجه به معادله(1) و (2) و تعاریف یاد شده ، ماتریس همپراش (کواریانس) ( را حاصل نمود. (به ضمیمه ب مراجعه شود )ماتریس فوق رابطه­ی میان متغیرهای مشهود در همپراش(کواریانس) مربوط را توصیف می­نماید . تجزیه ماتریس یاد شده ،ساختار متغیرهای مشهود و نامشهود ومتغیر پنهان ( قاچاق) را فراهم [می­آورد . ماتریس همپراش(کواریانس) مدل فوق به این صورت است : ( معادله 4)


                     

                                                                                 

    در این معادله تابعی از پارامترهای   و  بوده و کواریانس   و   و را شامل می­شود . از آن­جا که متغیر پنهان ، مشهود نیست ، اندازه­ی آن ناشناخته است و پارامترهای مدل باید با استفاده از روابط بین متغیرهای مشهود ، واریانس و کواریانس تخمین زده شوند. هدف از تخمین این رویه ، یافتن مقادیری برای پارامترها و کواریانس­هایی است که,Σ=      را تخمین می­زنند . مقدار تخمین زده شده  تا حد امکان به ماتریس کواریانس نمونه  S علل و نمایانگرهای مشهود نزدیک خواهد بود . رویه تخمین زدن، پارامترایی به دست می­دهد که  تناسب تابع زیر را به حداقل می­رسانند :

    F= 1nІ|Σ(] – 1n|S |- (p+q)

    اولین گام در مدل تخمینی میمیک عبارت است از تایید روابط علی فرضی میان متغیر پنهان و علل و نمایانگرهای مربوط به آن . به محض تشخیص این روابط و تخمین این پارامترها،نتایج حاصل از مدل میمیک در محاسبه­ی متغیر پنهان که برای هر کشور با علامت hk نشان داده شده و در نمونه k= 1 ,. . . . K خواهدبود ، مورد استفاده قرار می­گیرد. شاخص رتبه­بندی امکان ردیف کردن کشورها را بر حسب اهمیت قاچاق،فراهم می­آورد . در قسمت بعد این موارد به همراه تصریح مدل میمیک و نمودار مسیر مربوط از نظر می­گذرد .

    4-نتایج

    با عنایت به ملاحظات نظری در قسمت دوم ،علل زیر در رویکرد میمیک در خصوص قاچاق به خدمت گرفته می­شوند : موانع و محدودیت­های تجاری و تعرفه­ای، آزادی تجارت ، فساد ، نرخ بی­کاری و تامین قضایی .بنابراین مشخصات دقیق معادله ساختاری ( معادله 1) در این مدل به صورت زیر خواهد بود : (معادله3)


                        بار تعرفه­ای/نبود موانع تجاری

                                آزادی تجارت

      [V ] +       نبود فساد                          ] = [قاچاق[

                 بی­کاری

                      تامین قضایی

      در این مدل در سمت اندازه­گیری، موارد زیر به عنوان نمایانگرهای قاچاق در نظر گرفته شده­اند : تفاوت قیمت در بازار سیاه ،درآمد مالیاتی و سرانه­ی تولید ناخالص داخلی . هم­چنین معادله (2) در قسمت اندازه­گیری به صورت زیر نتیجه می­شود ( معادله 4)

    تفاوت قیمت در بازار سیاه                                               e1

              درآمد مالیاتی                 =         × [ قاچاق ] +       e2   

    سرانه تولید ناخالص داخلی                                               e3

     از آن­جا که ماهیت مدل میمیک مورد تایید می­باشد ،  باید به دنبال حرکت از یک مدل عمومی به یک مدل اختصاصی باشیم . با توجه به ملاحظات نظری پیش گفته شده ، نمودار خط سیر زیر نقطه­ی آغازین تحلیل­های تجربی خواهد بود که از این پس مطرح می­شوند . در این نمودار مربع­های کوچکی که به پیکان­ها وصل شده­اند ، روابط نظری مورد انتظار را نشان می­دهند :

    بار تعرفه­ایآزادی تجارتنبود فسادبی­کاریتامین قضایی+ +_-+/-/-قاچاق-+-تفاوت قیمت در بازار سیاه ددرآمدهای مالیاتیسرانه تولید ناخالص داخلی


    شکل 1 : نمودار خط سیر فرضی

    در این پژوهش، مدل میمیک در خصوص مشاهدات بخش به بخش 55 کشور جهان در سال­های 1999-1991 برآورد گردیده  ودر آن مقدار متوسط داده­ها در دوره ذکر شده مورد نظر قرار گدفته است .به دلیل در اختیار نبودن اطلاعات مربوط به برخی متغیرهای کلیدی چون تفاوت قیمت در بازار سیاه ، دوره­ زمانی بررسی به سال 1991 ختم شده است .جدول 4.1  نتایج برآوردهای  صورت گرفته در  خصوص 5 معرف برگزیده­ی مورد بررسی مدل میمیک را نشان می­دهد .

    در سمت مربوط به علل ، صفر بودن شاخص فساد بیانگر تاثیر منفی و دائمی بر متغیر پنهان قاچاق است . وجود این تاثیر در تمامی معرف­ها  به جز معرف­ی 3 ، از نظر آماری  در سطح قابل قبولی معنی دار و پذیرفته است . برای کنترل مطمئن نتایج ، دو شاخص دیگر برای فساد به­کار رفته­اند که یکی از آن ها از بنیان موروثی[23] و دیگری از شاخص­های جهانی مدیریت گرفته شده است .یادآور می­شویم که با توجه به آن­چه در قسمت دوم گفته شد، در هر دوی این شاخص­ها مقادیر کم­تر بیانگر سطح بالاتر فساد  می­باشد و برعکس . نتایج به­دست آمده نیز همین مطلب را گواهی می­نمایند . تاثیر بسیار مهم ، غالب و حاکم شاخص "تامین قضایی "در تمامی معرف­ها روشن گردیده است . شاخص اخیر که می­تواند به عنوان نرخ جرم قاچاق سنجیده شود ، عوامل ، اعتماد به آن­ها ، انگیزه ادامه آن ، و قوانین مربوط  را می­سنجد . هم­چنین این شاخص می­تواند کیفیت پلیس ، دادگاه­ها ،و احتمال جرم و خشونت در جامعه را بسنجد . شاخص " نبود موانع تجاری " ، موانع پنهان ،متوسط نرخ تعرفه ، مالیات بر تجارت بین­المللی ( برحسب درآمد جاری) و محدودیت­های حساب سرمایه را شامل می­گردد .تاثیر این­ها بر قاچاق هم محرز و بسیار مهم است . شایان ذکر است که دامنه شاخص اخیر از صفر تا 100 سیر می­کند  و مقادیر بالاتری از آن دلالت بر درجه کم­تری از محدودیت­های تجاری دارد . رابطه­ی منفی مشهود میان شاخص موانع تجاری و قاچاق می­رساند که موانع تجاری محدودتر به حجم کم­تری از قاچاق منجر خواهد گردید .


    جدول 4.1 نتایج برآورهای مدل میمیک

    معرف­های مورد بررسی

    1

    2

    3

    4

    5

    علل

    نبود فساد

    219/0-   a

    (81/2-)

    219/0-a   

    (80/2-)

    219/0-  b c

    (41/1-)

    219/0- c   

    (84/1-)

    d   219/0-   

    (72/2-)

    آزادی تجارت

    0006/0-

    (01/0-)

    0002/0-

    (00/0-)

    تامین قضایی

    539/0-    a

    (592/5-)

    538/0-     a

    (01/6-)

    580/0-    a

    (48/3-)

    386/0-     d

    (19/2-)

    657/0-    a

    (00/9-)

    نبود موانع تجاری

    215/0-    a

    (003/3-)

    215/0-     a

    (003/3-)

    235/0-   a

    (22/3-)

    متوسط تعرفه­ها

    153/.0    a

    (57/3)

    143/0

    (49/3)

    بی­کاری

    009/0-

    (15/0)

    نمایانگرها

    سرانه تولید ناخالص داخلی

    00/1-

    00/1-

    00/1-

    00/1-

    00/1-

    تفاوت قیمت در بازار سیاه

    00009/0    a

    ( 15/3)

    00009/0    a

    (17/3)

    00009/0   a

    (36/3)

    00009/0   a

    (15/3)

    00009/0   a

    (32/3)

    درآمدهای مالیاتی

    346/0-     a

    (19/3-)

    34/0-     a

    (14/3-)

    302/0-    a

    (79/2-)

    322/0-    a

    (94/2)

    324/0-    a

    (02/3-)

    شاخص های مطلوبیت تناسب

    ارزش p

    06.0

    61/0

    13/0

    13/0

    24/0

    جذر میانگین مربعات خطای برآورد

    09/0

    00/0

    09/0

    09/0

    06/0

    شاخص مطلوبیت تناسب

    85/0

    92/0

    90/0

    90/0

    91/0

    شاخص تعدیل شده مطلوبیت تناسب

    79/0

    88/0

    83/0

    83/0

    85/0

    شاخص تناسب نرمال

    87/0

    94/0

    92/0

    94/0

    93/0

    توضیح جدول : آمارهای t   در داخل پرانتز آمده­اند c  در سطح 10درصد معنادار است d  در سطح 5 درصد معنی دار است a   در سطح 1 درصد معنی دار است b  شاخص فساد مربوط به شاخص­های جهانی مدیریت


             در پژوهش، تاثیر میانگین تعرفه بر واردات به عنوان یک ابزار کنترلی قوی به صورت مستقل مورد استفاده قرار گرفته است . چنان­که در معرف­های 4 و 5 جدول نشان داده شده سطح بالاتری از تعرفه منجر به میزان بیش­تری از قاچاق می­گردد و اثر فوق در سطح یک درصد معنی دار است . وجودهمبستگی قوی بین دو شاخص ذکر شده ،یافته­های پژوهش را در خصوص تاثیرات صفر بودن موانع تجاری ، تایید می­نماید .

             نرخ بی­کاری  نیز شاخصی است که برای آزمودن فرضیات  باجادا[24] به کار رفته است . وی رابطه­ی میان بی­کاری و اقتصاد سایه را در استرالیا مورد بررسی قرار داد . بر اساس مطالعات باجادا، این رابطه به ترتیب به بزرگی تاثیر درآمد و تاثیر جای­گزینی بستگی دارد . حال بسته به این که کدام­یک از دو تاثیر فوق مهم­تر باشند ، رابطه­ای منفی یا مثبت اتفاق خواهد افتاد . انتظار این است که رابطه­ای منفی بین این متغیرها ، و قاچاق به عنوان یک طیف گسترده از فعالیت­های غیرقانونی در اقتصاد سایه وجود داشته باشد . این امر ممکن است نمایانگر خوبی برای نشان دادن تاثیر قوی­تر درآمدها باشد . اما به هرحال این تاثیرات از نظر آماری معنی­دار نیستند .

               نمایانگرها هم در میان معرف­های متعدد جای گرفته­اند . همان­طور که در بخش سوم گفته شد ، یکی از ضرایب مربوط به نمایانگرها ناگزیر باید نرمال گردد . در این مطالعه" سرانه­ی تولید ناخالص داخلی  " انتخاب شده و انتظار این است که رابطه­ای منفی بین این متغیر و قاچاق وجود داشته باشد . ضریب مربوطه تا رقم 1- نیز به­دست آمده است . چنان­که استاپلتون [25] هم در مطالعات خود دریافته، انتخاب نمایانگری که تامین کننده مقیاس متغیر پنهان می­باشد، تا حدودی اختیاری است اما نتایج را تحت تاثیر قرار نمی­دهد . تاثیر قاچاق بر تفاوت قیمت در بازار سیاه هم مثبت و از نظر آماری در سطح یک درصد معنی­دار است . این امر پیش­گویی­های نظری بیسواس و مارجیت را تایید می­کند .

          بر اساس ملاحظات نظری مطالعه­ی اخیر ، درآمدهای مالیاتی دولت به عنوان نمایانگر سوم ، تحت تاثیر منفی قاچاق قرار می­گیرند . این تاثیرات در تمامی نمایانگرها در سطح بالایی معنی­دار و پذیرفته است . قاچاقچیان با اعراض از مالیات­ها و عوارض قانونی ، درآمدهای دولت را که از تجارت خارجی به­دست می­آید کاهش می­دهند .

          برای پی بردن به اهمیت نسبی هرکدام از علل و نمایانگرهای یادشده ، آزمایش ضرایب استاندارد شده مورد تخمین ، ضروری است . برای مثال مهم­ترین متغیر علی که قاچاق را تحت تاثیر خود قرار می­دهند "تامین قضایی " است .یک واحد افزایش در انحراف استاندارد این متغیر سطح قاچاق را به میزان 65/0 ، 65/0، 70/0 ، 46/0 و 80/0 انحراف استاندارد با سطح اطمینان به ترتیب از 1 تا 5 ، کاهش خواهد داد . رویکردی مشابه این را می­توان برای دیگر علل و نمایانگرها به­کار برد . تمامی ضرایب استاندردشده مدل برآوردی میمیک در این مطالعه ،در جدول ج.1 و ضمیمه ج آورده شده­اند .

                 به منظور فراهم سازی رضایت و قابلیت قبول و معناداری بیش­تر در محاسبات شاخص­های قاچاق، نیازمندتوجه به مطلوبیت تناسب شاخص­ها هستیم . آزمون مربعات خی [26] تناسب مورد قبول برای مدل­های مختلف را حداقل در 5 درصد سطح معنی­داری ،پذیرفته است . "جذر میانگین مربعات خطای برآورد (RMSEA) " مهم­ترین پارامتر آماری  سنجش مطلوبیت تناسب است  که خطای برآورد را محاسبه می­کند . در معرف شماره 2 جدول ،  RMSEA که کم­تر از 5/0 است بیانگر تناسب خوب می­باشد . این مقدار برای معرف­ 5 برابر6/0 بوده و یک تناسب منطقی و مناسب را می­رساند در حالی که برای سایر معرف­ها رقم 9/0 تنها تناسب متوسطی را می­رساند . جدول 4.1 شاخص­های دیگری از این مقوله را نیز نشان داده  که عبارت­اند از : شاخص مطلوبیت تناسب (GFI)،شاخص تناسب نرمال (NFI) ، مطلوبیت تعدیل شده شاخص تناسب (AGFI). شاخص های فوق دامنه­ای بین صفر تا 1 دارند و هرچه مقدار آن­ها به 1 نزدیک­تر باشد ،  تناسب بهتری گواهی می­نماید . این شاخص­ها روی­هم رفته اطلاعات بیش­تری برای انتخاب معرف­های متناسب­تر در اختیار می­گذارند . بر پایه مطلوبیت شاخص­های تناسب ، می­توان نتیجه گرفت که به­ویژه مدل­های شماره 2 و 5 با داده­ها تناسب بهتری نشان می­دهند .

             در این­جا به همراه داده­های استانداردشده از علل مربوط به کشورهای برگزیده، پارامترهای نرمال­شده­ی تخمینی(برآوردی) از دو معرف­ پذیرفته شده­ی مدل فوق مورد استفاده قرار گرفته­اندتا علایم پنهان برای 55 کشور نمونه استخراج گردند . نتایج به­دست آمده در جدول 4.2 آمده است . مقادیر بالاتر شاخص قاچاق در جدول بیانگر سطح بالاتری از فعالیت قاجاق در طول دوره 1999-1991 می­باشد و برعکس . مرتبه­بندی کشورها با معرف­ شماره 3 انطباق دارد و ستون سوم جدول نیز این مرتبه­بندی را بر اساس معرف­ شماره 5 نمایان ساخته است . مقایسه­ای اجمالی بین دو معرف نشان می­دهد که نتایج بسیار قابل اطمینان  و شبیه به یک­دیگرند . برای مثال کشور سوئد از نظر معرف­ 3 سومین کشوری است که کم­ترین قاچاق را دارد و از نظر معرف­ 5 در مرتبه­ی چهارم قرار دارد .

    جدول 4.2 رتبه­بندی کشورها (1991:1999)

    کشور

    معرف 2

    معرف 5

    مقدار

    مرتبه

    مقدار

    رتبه

    سوئیس

    944/1-

    1

    064/2-

    1

    فنلاند

    914/1-

    2

    899/1-

    2

    سوئد

    895/1-

    3

    831/1-

    4

    هلند

    853/1-

    4

    822/1-

    5

    سنگاپور

    805/1-

    5

    834/1-

    3

    اتریش

    800/1-

    6

    792/1-

    6

    کانادا

    702/1-

    7

    790/1-

    7

    ایسلند

    638/1-

    8

    738/1-

    8

    استرالیا

    612/1-

    9

    736/1-

    9

    بلژیک

    457/1-

    10

    401/1-

    12

    فرانسه

    441/1-

    11

    411/1-

    11

    اسپانیا

    335/1-

    12

    284/1-

    13

    پرتغال

    322/1-

    13

    242/1-

    14

    دنباله جدول 4.2

    کشور

    معرف 2

    معرف 5

    مقدار

    مرتبه

    مقدار

    رتبه

    ژاپن

    241/1-

    14

    423/1-

    10

    ایتالیا

    959/0-

    15

    885/0-

    15

    یونان

    831/0-

    16

    790/0-

    18

    اسلونی

    765/0-

    17

    854/0-

    17

    استونی

    685/0-

    18

    614/0-

    22

    قبرس

    617/0-

    19

    876/0-

    16

    اروگوئه

    531/0-

    20

    642/0-

    20

    کستاریکا

    495/0-

    21

    646/0-

    19

    کره جنوبی

    494/0-

    22

    616/0-

    21

    مالزی

    475/0-

    23

    572/0-

    23

    بتسوانا

    466/0-

    24

    459/0-

    24

    موریتانی

    401/0-

    25

    445/0-

    26

    ترینداد و توباگو

    388/0-

    26

    447/0-

    25

    لیتوانی

    176/0-

    27

    215/0-

    28

    ترکیه

    082/0-

    28

    2104/0

    34

    اردن

    067/0-

    29

    297/0-

    27

    برزیل

    164/0

    30

    174/0

    33

    مصر

    174/0

    31

    212/0

    35

    هند

    201/0

    32

    399/0

    42

    جامائیکا

    204/0

    33

    242/0

    38

    تونس

    229/0

    34

    038/0

    29

    پاناما

    236/0

    35

    101/0

    31

    کرواسی

    259/0

    36

    077/0

    30

    مکزیک

    280/0

    37

    350/0

    40

    بلغارستان

    283/0

    38

    239/0

    37

    فیلیپین

    292/0

    39

    172/0

    32

    دنباله جدول 4.2

    کشور

    معرف 2

    معرف 5

    مقدار

    رتبه

    مقدار

    رتبه

    سری لانکا

    317/0

    40

    219/0

    36

    چین

    363/0

    41

    449/0

    44

    پرو

    414/0

    42

    462/0

    46

    نیکاراگوئه

    514/0

    43

    363/0

    41

    غنا

    593/0

    44

    330/0

    39

    اندونزی

    595/0

    45

    534/0

    47

    اکوادور

    643/0

    46

    451/0

    45

    اوکراین

    653/0

    47

    640/0

    50

    دومینیکن

    676/0

    48

    425/0

    43

    زامبیا

    691/0

    49

    639/0

    49

    پاراگوئه

    700/0

    50

    595/0

    48

    گواتمالا

    752/0

    51

    645/0

    51

    پاکستان

    851/0

    52

    220/1

    55

    الجزایر

    020/1

    53

    020/1

    52

    کنیا

    044/1

    54

    107/1

    53

    کامرون

    307/1

    55

    158/1

    54

                بر اساس برآورد معرف شماره 2 ، کشورهای در حال توسعه­ی آسیا، افریقا و امریکای لاتین ،  بدترین وضعیت را در خصوص رتبه­بندی قاچاق نشان می­دهند . برعکس ، ده کشوری که بهترین شرایط را دارند کشورهای اروپای غربی هستند . ( به استثناء کانادا، استرالیا و سنگاپور) بر پایه یافته­ها از معرف  اخیر(  که البته معرف 5 نیز کم و بیش همین نتیجه را نشان می­دهد)، میانگین شاخص قاچاق برای بخش­های مختلف جهان محاسبه شده است . بر این اساس اروپای غربی با شاخص 462/0- پایین­ترین سطح قاچاق را نشان می­دهد  و پس از آن  خاورمیانه و شمال افریقا ، امریکای لاتین و افریقا به ترتیب با میانگین 139/0-، 072/0- ، 225/0 ، 296/0 و 340/0  قرار می­گیرند . ( مراجعه شود به جدول د.1 ضمیمه ) . چنان­ که پیش از این بحث شد ، قاچاق اغلب دیگر انواع فعالیت­های مجرمانه و فسادانگیز را هم شامل می­گردد .هم­چنین شکل 2 ، سیر همسان شاخص­های منظور شده برای قاچاق و شاخص تعبیر فساد را روشن می­سازد . از آن­جا که در محاسبه­ی شاخص فساد ، مقادیر بالاتر گویای سطح پایین تر فساد در کشورهاست ،در این شکل، عکس این رقم برای روشن­سازی سیر همسان دو شاخص به­کار رفته است .دامنه­ی شاخص فساد  که در محور راست آمده بین صفر تا 9 و دامنه­ی شاخص قاچاق که در محور چپ آمده بین 5/2- تا 5/1 است .

    5- نتیجه­گیری

         این مقاله ، به شکل بی­طرفانه­ای 55 کشور توسعه­یافته و درحال توسعه­ی جهان را از نظر شاخص قاچاق مورد ارزیابی قرار داده وبرای نخستین بار میزان قاچاق در طی سال­های دهه­ی 1990 در کشورهای یاد شده، برآورد نموده است . این مطالعه در نوع خود جزء اولین  تلاش­هایی  است که به روشن­سازی قضیه قاچاق پرداخته و بینشی عمیق­تر در اختیار سیاست­گذاران قرار داده است . در مطالعه­ی اخیر مدل میمیک مورد استفاده قرار گرفته و در آن علل و نمایانگرهای قاچاق توامان به­کار رفته­اند . این رویکرد ثمرات مهمی داشته است  اول این که بر خلاف مطالعات دیگر که در تحلیل­های تجربی خود ،تعابیر محدود شده­ای را به عنوان نشانه­های قاچاق در نظر گرفته­اند، رویکرد معادله ساختاری توانسته­ است مرتبط­ترین عوامل را برای توصیف قاچاق در کشورها به­کار گیرد . دوم این که رتبه­بندی کشورها بر پایه متغیرهای علی برگزیده، ماهیتا بی­طرفانه است . بنابراین رویکرد اخیر انتقادهای معمول وارد شده در مورد شاخص­های پایه همانند : مشکلات مقایسه سال به سال به­خاطر تغییر نمونه­ها ، روش­ تحقیق و ترکیب منابع دربرگیرنده ،  را مد نظر قرار داده است . بنابراین رویکر اخیر انتقادهای معمول وارد شده به انتخاب شاخص­های پایه همانند : مشکلات مقایسه سال به سال  به خاطر تغییر نمونه­ها ، روش تحقیق ( متولوژی) ، و ترکیب منابع دربرگیرنده را در نظر گرفته است . در حقیقت ،شاخص قاچاق در پژوهش اخیر، قادر است سال­های مربوط به دوره بررسی را تخمین زده و نوسان قاچاق را در بستر زمان برآورد نماید . 

           در این مطالعه روشن شد که به لحاظ آماری تاثیر تامین قضایی و سطح فساد بر روی قاچاق بسیار بالاست .  به­علاوه محدودیت­های تجاری و موانع تعرفه­ای آشکارا بر میزان قاچاق تاثیر دارند . به طور کلی مدل­های برآوردی میمیک ویژگی­های آماری قابل قبولی دارند . بر اساس محاسبات صورت گرفته ، سوئیس و کشورهای اسکاندیناوی سوئد و فنلاند ، هلند ، سنگاپور و اتریش  کم­ترین قاچاق را دارند . از طرف دیگر پرتغال ، گواتمالا ، پاکستان ، الجزایر ، کنیا و کامرون، بالاترین سطح قاچاق را از آن خود ساخته­اند .

               بدیهی است که مدل میمیک ارائه شده در این مقاله تنها گام کوچکی به جلو در جهت افزایش آگاهی نسبت به قاچاق و تجارت غیر قانونی است . فراتر از آن ، سیاست­گذاران ممکن است آرزو داشته باشند که روابط متقابل میان قانون ، کیفیت موسسات ، فساد و قاچاق ارزیابی گردد . با مدل سازی برخی از این متغیرها که فی­نفسه پنهان هستند ، می­توان روابط میان متغیرهای فوق را دقیق­تر سنجید. این امر ممکن است ارزیابی حساب­شده­تری در خصوص اهمیت نسبی هر کدام از آن­ها در اختیار گذارد و به نظر می­رسد موضوع مفیدی برای پژوهش­های آینده در این مقوله تلقی گردد .



    [1] Structural Equation Model

    [2] Andreas Buehn

    [3] MIMIC Models

    [4] Alternative Approach

    [5] phylaktis

    [6]Oskoee

    [7] Goswami

    [8] KOF Swiss

    [9]Openness  Index of the Penn World Table

    [10] Wacziarg & Horn Welch

    [11] Rule of Law

    [12] World Governance Indicators

    [13] Index of Economic Freedom of the Heritage Foundation

    [14] Black Market Premium

    [15] Biswas

    [16] Marjit

    [17] Multiple Indicators Multiple Causes

    [18] Covariance

    [19] Week

    [20] Fery

    [21] Week-Hanneman

    [22]Aigner

    [23] The Heritage Foundation (Homes et al ,2007)

    [24]Bajada

    [25] Stapleton(1978)

    [26] Chi-Square Test